كاپي !
Seen-
-غرق تمنا شد دلم؟
Seen-
- خوبه باز حداقل ديدي!
Seen-
-غرق تمنا شد دلم؟
Seen-
- خوبه باز حداقل ديدي!
البته به نظرم از اين نظر گير دادن ناگهاني هم به ايشان رفته باشم. ولي دركل گاهي سخت و گاهي آسان، كيفيت زندگي اش در كنار كميتش خوب بود. پس جاي گريه نداشت.
نوشت كه بميري الناز! رفته بودم روسيه، تمام سنت پطرزبورگ حس مي كردم حرفهاي تو و خاطرات تو جاريست...نوشت رود نِوا را كه ديدم گفتم اين رودخانه النازه...نوشت همان تكه از روحت را كه هميشه مي گويي در سنت پطرزبورگ جا گذاشته اي، در تمام شهر با من بود. اينها را نوشت و مرا بي قرار كرد...راست مي گويد من در آن شهر عاشق بودم، شهر را در و ديوارهايش را، رود پرآبش را مي بلعيدم. من تمام مسير بازگشتم از سنت پطرزبورگ به مسكو را اشك ريختم. نوشت و مرا به يادي برد كه باد با خود خواهد برد...