قلم
واژه " قلم" زيباست. خوش تركيب است، در دهان رها مي چرخد. واژه " قلم" مرا ياد ساق پاهاي خوش تراش زني جوان مي اندازد كه با پيراهني گلدار خود را به دست باد سپرده باشد. هر از گاهي بچرخد و در چشمان رهگذران قلم فرسايي كند...واژه " قلم" در ذهنم مشكي رنگ است. قلمي كه چشمان مشكين مردي ميانسال را در سايه سار موهاي سپيد شقيقه هايش به تصوير كشيده باشد. واژه " قلم" مرا ياد بازي هاي روزگار مي اندازد. بازي هايي كه در سايه قلم رنجه كردن، تبديل به شعر، خاطره و نمايش ها شده باشند...واژه " قلم" حتي در تركي استانبولي پر عشوه تر تلفظ مي شود، آن چنان مي خواند " كالِـم"، كه شكستنش در شعر به اندازه ترك خوردن قلبي، دل آشوبه مي كند...
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۵ ساعت 23:1 توسط
|