کیک ها پرواز می کنند!
چندسال قبل حرف کنکور و امتحان بود، یکی از دوستان گفت علت اینکه همسر من تخصص نخوند این بود که سر امتحان، یهو یه کیک از پنجره پرت کردن رو برگه ش، و دیگه بعد اون سال هم روحیه ش بهم ریخت و امتحان نداد😑 خب البته به نظر من کیک خامه ای همیشه خوردنی لوکسی بوده و احتمال اینکه سی سال قبل مردم کیک رو، رو تخم چشمشون بذارن خیلی بیشتر بوده تا بیان از حیاط حوزه امتحان پرت کنن دقیقا همونجا که رقیب نشسته، و کیک هم همچین قابلیت پرتاب و هدف گیری دقیق داشته باشه! تازه امسال کیک پرت کرده باشن، دلیل نمیشه که سال بعد هم باقلا پلو پرت کنن! امروز به دوستم توضیح می دادم که خوشبختانه یا متاسفانه من در تمامی آزمونهای علمی و غیرعلمی و حتی الهی، همیشه در سلامت کامل به سر می بردم، نه چنان استرسی می گرفتم که یهو زبونم لال بشه یا درسها از یادم بره، نه غش می کردم نه ضعف. نه هیچ وقت شب قبل امتحان تب و لرز گرفتم و نه خونریزی و سردرد منو از پا انداخت. هیچ وقت هم نمی دونستم چای یا قهوه باید بخورم تا بیدار بمونم، تمرکز کنم! دو حالت بیشتر نداشت: یا درسی رو خونده بودم که شکر خدا بلد بودم و نتیجه عالی و خوب میشد، درسی رو هم که دوست نداشتم و حال نمی کردم نمی خوندم و بازیگوشی می کردم که خب نتیجه افتضاح می شد! واقعا برای من هیچ وقت بهانه ای پیش نیومد یا جایی واسه بهانه آوردن نبود که بخوام عدم موفقیتم رو تو یه کاری توجیه کنم! هیچی دیگه، اینم شانس مایه!