راهنمای مردن با گیاهان دارویی
داستان دختری نابینا که با مادرش، در کار خشک کردن، ترکیب و آماده سازی گیاهان دارویی در منزل برای فروش در بازار است. کتاب روایت لایه های ذهنی دخترک هست، از سالها ماندن در خانه و ندیدن و کتاب هایی که مادرش برایش می خوانده…و تغییراتی که پس از یکبار خروج از خانه در زندگیشان رخ می دهد…
به نظر من خیلی کش دار نوشته شده بود…جاهایی از کتاب فیزیولوژی و آناتومی و کالبدشکافی بدن انسان بود، گوشه هایی از کتاب تصویر برخی گیاهان و گلها و خواص شان نقش بسته بود… گمانم کارگردان بودن عطیه عطارزاده در تعدد چاپ کتاب بی تاثیر نباشد، والا این حجم از استقبال برای این کتاب به نظر من که منطقی نیست!
از این کتاب: او می گوید هر انسان دور خودش جهانی دارد؛ جهانی که رنگ، بو و حتی کلمات خاص خودش را دارد و هر فرد آن را با خودش این طرف و آن طرف می برد. هنگامی که آدم ها از کنار یکدیگر عبور می کنند یا به هم فکر می کنند و یا با یکدیگر حرف می زنند، این جهان ها در هم فرو می روند و مشترکاتی پیدا می شوند. دلیل تفاوت جملات و افکار آدم ها، تفاوت همین جهان هاست. من اما فکر می کنم همهی ما در جهان مشترکی زندگی می کنیم و هر کداممان بر حسب قدرت درونی مان صورتی از همین جهان واحد را درک می کنیم.
*کتاب« راهنمای مردن با گیاهان دارویی»، نوشته عطیه عطارزاده، نشر چشمه