عبور از دیوارها
مارینا آبراموویچ را از زمانی که ویدئو معروف اجرایش در موزه هنر مدرن در فضای مجازی پخش شد، شناختم. بعد از آن چند اجرای دیگر هم از او دیدم، تا اینکه شروع کردم به خواندن کتاب زندگینامه و خاطراتش. از ترجمه کتاب کمی نگران بودم، من قبلا کتابی با ترجمه ترانه علیدوستی خوانده بودم که واقعا سخت و نامفهوم بود. اما این کتاب با ترجمه روان سحر دولتشاهی برایم شیرین بود. مارینا متولد یوگسلاوی بعد از دوران جنگ بود از پدر و مادری با خصوصیات غریب. سخت گیریهای عجیب مادر در کودکی تا جوانی و حتی پس از ازدواج مارینا ادامه یافت. البته او هم کم نیاورد و مدام طغیان کرد…و در راه هنر اجرا، پیشرفت کرد. سفرهای پیاپی، زندگی در شهرهای مختلف، عشق های عجیب، مرارت کشیدن و روزه های جسمی و روحی مداوم تا تمرین های ناسا، از هم زیستی با بدوی های استرالیا گرفته تا در دل آمازون و معادن برزیل رفتن…مدام در پی کشف و شهود، بی پولی و ثروت، دلبستگی ها و دلشکستگی های تلخ و زیبا، روحی خلاق و جسور در این زن بوجود آورد. برای من توصیف بی پرده عمیق ترین احساساتش، از شادی و ضعف و حسادت و شهوت و عشق و نفرت و خشم قابل ستایش بود…در نهایت مارینا از شوق و عشق سرشار به زندگی و تداوم آن در هر حال می گوید…
پ.ن: ویدئو معروف مربوط هست به اجرای « هنرمند حاضر است». در طی سه ماه ادمها برای اینکه روبروی مارینا در سکوت بنشینند صف می کشیدند، بی هیچ حرفی، انرژی زیادی بین انها رد و بدل می شده است…داستانهای زیادی از خاطرات آن آدمها هست. اولای مردی که در گذشته دوازده سال با مارینا زندگی و سفر و کار کرده، بعد از سالها اتمام رابطه (با پیاده روی و بهم رسیدن روی دیوار چین!)، بی خبر می آید و روبروی مارینا می نشیند. تنها باری که مارینا قوانین ساعت ها بی حرکتی اجرا را زیر پا می گذارد و دستهای اولای را می گیرد. گویا دوازده سال خاطرات عشق و نفرت در چند لحظه زنده می شود…به گمانم در نهایت عشق، هرچند قدیمی، همیشه گوشه ای در آسمان قلب هر آدمی سوسو می زند…
پ.ن: کتاب عبور از دیوارها، مارینا ابراموویچ، ترجمه سحر دولتشاهی