پياز خاتون
به نظرم پياز مؤنث باشد، شاغل و سرشلوغ هم باشد. اما وقتي پوست كنده مي شود، شسته مي شود، دلش شكافته مي شود، لايه هاي سفيد و رنگارنگ قلبش بيرون مي زند. آن سوز و اشكي كه برمي انگيزد، شوري ست براي شروع طبخ. روي روغن داغ كه مي نشيند، ناگهان جلز و ولزش درمي آيد، انگار عاشق شده باشد. كم كم كه طلايي مي شود، بوي خوب و شيرينش بلند مي شود. يك رضايتي دارد اين لحظه اش، مصداق رنگ رخسار خبر مي دهد از سر ضمير...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۵ ساعت 11:42 توسط
|