فیلم دزد عروسکها یادتونه؟
حالا،یکی از بچه ها که نمیشناسمش،پی ام گذاشته،خاله با مهسا شرط بستیم سر اینکه تو اهل کدوم محله تبریزی!!
حالا من نمیخواستم بگم..ولی من بچه بورلی هیلز هستم،به هر حال یه چیزایی رو نباید گفت!ریا میشه...من از بچگی،بازی رو از زمینهای خاکی بورلی هیلز تو ایالات متحده شروع کردم!!بعد،مستضعفان امریکا،اموال بابای مولتی میلیاردر منو مصادره کردند..والا من هم وارث هتلهای زنجیره ای شرایتون بودم!!
خلاصه،مارو که از خانواده سلطنتی بودیم،مجبور به ترک بورلی هیلز کردن و هیچ کشوری حاضر نشد به ما روادید بده تا اینکه سر از تبریز مه آلود درآوردیم...و شدیم ساکن محله اوشکول آباد تبریز!!
بعد،یکی از دوستان نوشته بود،که الی،تو با اینهمه فامیلی که اونور آب داری چرا موندی ایران؟!خوب،من جواب این سوال رو تو یه پست بلند بالا توضیح داده بودم که من هم فکر میکردم که در عنفوان ۱۸ سالگی همچون خاله و دختر یه خاله دیگه ام،میرم انگلیس و میزنم رو دست هر دوتاشون و با دیوید بکهام ازدواج میکنم!!ولی،نمیدونم چی شد،سرمو انداختم پایین و درس خوندم و کنکور قبول شدم و.....هیج چی دیگه!هیچ وقت هم اصراری نکردم که منو بفرستین برم یونایتد کینگ دام!!و اینطوری شد،که دیوید هم قاط زد و رفت و اون ویکتوریای لاغر مردنی(عمق حسادت منو از هر کلمه میشه فهمید!!!!)رو گرفت....والا،من کجاااااااا.....ویکی کجاااااااا.....
یه کلاه رنگی خوشگول که تو لابی خونه،گم شده بود و اویزونش کرده بودن به تابلوی برق،هر روز جلوی چشمم رژه میرفت.یه کلاه بچه چند رنگ،که یه منگول هم داره و یه موش کوچولو هم روشه....وای...جان...خلاصه،سه روز تمام،هر دفعه از اونجا رد شدم،حس میکردم اگه برگشتم و این کلاه اونجا نبود چیکار کنم؟حس انتظار میداد بهم...حس اینکه حتی وقتی تنها میام تو خونه،یکی در خونه منتظرمه...تو ساختمون،بچه کوچولو نداریم.حالا،شاید مال مهمون یکی از همسایه ها بوده....پریشب ساعت ۱۲ که از سر کار برگشتم،کلاه رو دیدم،انگار تمام خستگیم در رفت..حس کردم،اگه،نباشه،خیلی ناراحت میشم.از پله ها برگشتم پایین و دل به دریا زدم و کلاه رو برداشتم..از پله ها بدو بدو اومدم بالا و زنگ خونه رو زدم..فرزاد در رو باز کرد.ایستاده بودم دم در..کلاه رو پشتم قایم کرده بودم...با تعجب نگاهم کرد...گفتم:فرزاد،من یه چیزی دزدیم!گفت:چی؟خیلی با احتیاط دستمو اوردم جلو و کلاه رو نشونش دادم..
گفت:این کلاهه...چند روزه که پایینه..شاید مال بچه همسایه روبرویی باشه که هنوز اسباب کشی نکردن...گفتم:خواهش میکنم،بذار اینو ببندم به در کمد...از اونا هم میپرسم،اگه مال بچه اونا بود،یه شال و کلاه نو میخرم براش..ولی اینو نمیدم!!!ا
حالا،از فردا هر بچه ای تو فامیلتون کلاه گم کرد،با پلیس ۱۱۰ نیایین درخونه ما،که این دزد معروف کلاه بچه است ها.....!!