خدایا،نزدیک باش،خیلی نزدیک باش...
دوستی داشتم که کلا کارهای عجیب غریبی میکرد!مثلا میومد کشیک،کفش سبز،لاک سبز با خالهای سفید،و سایه سبز میزد!!آرایش میکرد......آی کرم پودر می مالید،یعنی اگه انگشت فرو میکردی،مطمئنا تا قاعده انگشت اشاره میرفت تو صورتش!!یه بار اومد گفت یکی از مریضها،خواستگارمه..گفتم،خوب،به سلامتی...کی هست؟گفت:دیپلمه است.۵ سال از من کوچکتره،کار نداره،تیپ و فرهنگ خانوادگیمون اصلا با هم شبیه نیست...راستش اون لحظه با خنده گفتم:خوب،حالا چی کار میخوای بکنی؟گفت:نمیدونم،دارم فکر میکنم!!!!!!بهش گفتم:واقعا داری فکر میکنی به همچین موردی؟
جوابی نداد و دیگه نه من ازش پرسیم و نه اون چیزی به من گفت...بعدها که رفتم شیراز،شنیدم با همون شخص ازدواج کرده...خلاصه،بماند که امسال شنیدم چه اتفاقاتی افتاده و هر از گاهی خانوم دکتر با چش و چال کبود میومده سر کار...گاهی میزده زیر گریه و میگفته،مادر شوهرم گفته،اتوی خونه ما رو تو دزدیدی!!!یه روز اومده گفته،خواهر شوهرام افتادن به جونم!!ایه روز زنگ میزنه به پسره میگه،ماشینو کوبیدم به تیر چراغ برق..شوهرش میگه،کاش خودت رفته بودی زیر ماشین!!!اونهم در دوران شیرین نامزدی!
البته،همیشه معتقدم،اینجور اتفاقات،نمیتونه یک طرفه باشه...با اینکه دختر فوق العاده خوش قلبی بود،ولی شدیدا یکدنده و غد بود...بچه ها میگفتند،شروع به رژیم شدید لاغری کرده بود و میگفت:چون شوهرم از من کم سن تره،من باید خیلی مواظب تیپ و قیافه خودم باشم!بعد اومده بود یک برنامه ریزی قانون مند کرده بود...دقیقا مثل شرمن لاک پشت تو کارتون بامزی!!
مثلا ساعت ۴ ساعت خوردن سیبش بوده...حالا مثلا در حال صحبت با کسیه،مریض میبینه....!!باید از تو کیفش سیب درمیاورده و میخورده...مثلا ساعت ۸ شب باید دراز نشست میرفته!!!حالا،ساعت ۸ شب،که اوج شلوغی کلینیک هاست،مجسم کنین به مریضها میگفتن که خانوم دکتر داره دراز نشست میره،باید منتظر بشین...!!!و خانوم دکتر عرق ریزان رو تخت معاینه میرفته...۲۹۱..۲۹۲...۲۹۳....
خوب،حالا به نظر شما بچه ای که تو این خانواده متولد بشه،چی از آب درمیاد؟؟حالا،گیرم که مادر تو بود فاضل.....!!!!!
پس وقتی میخواین ازدواج کنین،و پیله کردین که الا و بلا..آسمون جر خورده،این فرشته از اون بالا افتاده و گوشتون به حرف هیچ بزرگتری بدهکار نیست....بدونین،که مشکلات دو نفر گریبانگیر چند تا خانواده،و نسلهای بعدی میشه...اینقدر خود خواه نباشین و به مسولیتی که در قبال دیگران دارین فکر کنین...