نمی دانم چه حکمتی ست که دقیقا همان لحظه که مریض وارد اتاق معاینه می شود٬ تلفن همراهش زنگ می خورد. نه یک بار٬ نه ده بار٬ به تعداد نفس های همه ساکنین ساختمان! تلفن یا در جیب کت است یا در کیف زنانه. اکثرا موسیقی زنگ چنان بهم پیوسته و بلند شونده و استرس آور است٬ تو گویی هر آن آرتیست وارد می شود و همه را به رگبار می بندد! در عجبم که چطور همین صدا را متوجه نمی شوند و بعد از چند دقیقه که اشاره کنیم گوشی رو خاموش کنید٬ می گویند ای بابا! گوشی منه؟! و دست را تا آرنج در اعماق کیف زنانه یا جیب فرو می برند و بعد از دقایقی چند جستجو٬ گوشی بیرون می آید و با صدایی چند برابر مهیب تر به زنگ زدن ادامه می دهد! در اینجا دو حالت وجود دارد: یا رد تماس می کنند که نتیجه فاجعه ست! شخص پشت خط قابلیت زنگ زدن تا روز قیامت را دارد. یا جواب می دهند. معمولا با لحن فرمانده سپاه یزید! هااان؟ قطع کن زنگ می زنم! و اگر فکر می کنید طرف قطع می کند سخت در اشتباهید! چون این بار زنگ می زند و می پرسد چی شده؟ کجایی؟ و این بار جواب می دهد بابا تو مطبم! بذار یه کم دیگه زنگ می زنم. اه! 

خب معمولا در این لحظه اگر قوم و خویش دیگری زنگ نزند مجادله به پایان می رسد. اما حالت دوم معمولی هم هست که گوشی را جواب می دهند و می گویند الو! آی الو! هاا...ممد تویی؟ ممد من الان تو مطب دکتر هستم. هااا... الو! دکتر! مطب!! مطب!! هاا...هیچی بابا انگار باید عمل بشه ببینیم چی میشه...ها...غده داره! معده ش. نه انگار کبدش! یهو رو می کنه به من میگه کجاش غده داشت؟! حالا هی بگو حاج خانم٬ داداش٬ گوشی رو خاموش کنید. سیس! سوووس! با دستش به من اشاره می کنه که الان تموم میشه! و میگه ممد من باید گوشی رو خاموش کنم٬ تو به جبراییل بگو الان زنگ می زنم تعریف می کنم. قربانت. سلام برسون...و بعد از قطع کردن می گوید اصلا نتونستم درست صحبت کنم. می خوای شماره رو بگیرم تو باهاش حرف بزن؟