ناف سرجاشه؟
یه مدتی آخر شبها آدرین از مامانش می پرسیده، مامان نافت سرجاشه؟ مامانش می گفته بله! بابا ناف داره؟ بله! دایی نافش سرجاشه؟ بله! خاله ناف داره؟ بله. ناف عمه چی؟ اونم سرجاشه! خب پس دیگه می خوابم! و بعد از اروم شدن خیالش از بودن ناف همه بر سرجای قبلی، به خوابی خوش فرو می رفته! دیشب همراه مریض به سرزنان از اردبیل اومد، که مادرم یه مدتی سر دلش درد می کرد. زنهای محل بردنش پیش یکی از این طب سنتی قدیمیا! اونم گفته حاج خانم نافت سرجاش نیست( این اصطلاح قدیمی متداولی بین مریضهای مسن هست)، باید جا بندازم. خلاصه استاد جا انداختن! و دو روز بعد حاج خانم از درد و بیحالی روانه بیمارستان شدن، کاشف به عمل اومده دنده هاش شکسته، نصف کبد له شده، خونریزی وسیع زیر کبد داده...🤦🏻♀️ من واقعا نمی دونم استاد با چه قوایی خواستن ناف یک خانم ۶۹ ساله را جا بندازن! ولی به این نتیجه رسیدم آدرین طفلی حق داشت شبها ناف همه فامیل رو حاضر غایب کنه...! به امید استوار موندن ناف همه انسانها!