کتاب « بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم» ، نوشته دیوید سداریس، ترجمه پیمان خاکسار، نشر چشمه

اقا باهاش خندیدم! یکی دوجا رسما داشتم قهقهه می زدم و امیدوار بودم همسایه ها به خورزوخانی خودم ببخشن منو!

همیشه از ادمهایی که می تونن از رویدادهای عادی و یا حتی غمبار و تراژیک زندگی، موقعیت های طنز بیرون بکشن، لذت می برم...درکل طنز میتونه میزان تلخی ها و اندوه حوادث زندگی رو کمرنگ کنه...سداریس خوب بود، ترجمه هم خوب بود. چسبید بعد مدتها...یه فیروزه جزایری دوما طور گونه! 

تشبیه و جمله بندیمم  خودمو کشته!