آخرشب مرد جوون با دوستش اومده بودن مطب، برای درمان کبد چرب. بعد از کلی توضیح دادن بهش، گفت من از همی الان مشروب رو میذارم کنار. و از همی الان ورزش شروع می کنم! ای وای کباب کله پاچه اینا نباید بخورم؟ یا ابلفض...

ازش راجع به ازمایشات هپاتیت پرسیدیم، گفت اگه تو ازمایشاتم نیست، پس برام حتما بنویسید...

بعد اومد کنار من خم شد، آروم گفت خانوم هپاتیت همون ایدزه؟! گفتم نه آقا...گفت هاا...خب پس ازمایش اونم بنویس. و به دوستش گفت ببینم چی نتیجه میاد. دوستش با اخم گفت صددفعه بهت می گم نرو دیگه...مرد جوابش داد « خب چیکار کنم، گرجستان دوست دارم!»

پ.ن: این روزها کتابی برای معرفی کردن ندارم. یکی دوتا کتاب خوندم که به علت ترجمه افتضاحی که داشت، تقریبا نیمه تمام رها کردم ...نمی فهمم مترجم چرا باید کتاب نوشته دو سه سال قبل رو به زبان نامه های کیکاووس بن وشمگیر ترجمه کنه!

اما پیشنهادم گوش دادن به پادکست هست. الان چندسالی هست که انجام دادن کارهای خونه و بالاخص آشپزی و اتوکشی کردنم با شنیدن پادکست ها و داستان ها و گفتگوهای اینترنتی در مقوله های مختلف همراهه. حتما بسیاری از شما در مورد پادکست اطلاعاتتون ببشتر از منه. اما از اونجا که گوش دادن در ابتدا کمی کار حوصله سربری هست، می تونم این مژده رو بدم  که مثلا بعد از مدتی می بینید معتاد « چنل بی» « بی پلاس» و روایت های جذاب علی بندری شدید...داستانهای جالبی از مهاجرت افراد مختلف رو با « رادیو دال»  پی گیری کردید...از « رادیو گیگ» و جادی، چهارتا کلمه در حوزه ای که ادمی مثل من اصلا نمی شناسه به گوش تون خورده...« رادیو مرز» و نظر افراد مختلف رو راجع به مسائل ریشه ای و همه گیر جامعه از جمله حجاب، بچه دارشدن، چاقی و فوتبال  گوش دادید...‌پادکست هایی هست که فلسفه و فلاسفه رو به زبان راحت تری معرفی می کنه و...روش نصب و گوش کردن پادکست هم در سیستم عامل های  مختلف همگی با یک سرچ ساده در اینترنت بدست میاد. حالا امیدوارم موقع پختن تاس کباب که به زندگی نامه انگلا مرکل گوش می دادم، یا کیک هل و گلاب رو با داستان سفر به جنوبگان درست می کردم رو طعم غذاها تاثیر شگرفی نداشته بوده باشه!😂 ( چه فعلی ساختما)!