معلمم، می گفت بعضی لحظات سعد هستند. مثال بارزش، لحظه تحویل سال بود. لحظه ای که اکثر مردم، مشغول دعای خیر هستند...

بر بلندی کوهی در آتن ایستاده بودم. باد شدیدی می وزید، ابرها در دورست به سمت دریا دورهمی داشتند و شعاع های نور خورشید کم جان عصرگاهی را به بر گرفته بودند...سکوت بود، خلوت بود. به طرز عجیبی آن لحظه، برایم سعد آمد...هرآنچه از دعای خیر بلد بودم برای آدمها هدیه فرستادم...