بیروت ۷۵
بیروت ۷۵ نخستین رمان غاده السمان، تصویری ست از بیروت در آستانه ی جنگ داخلی...به نظرم کتاب قلمی شدیدا زنانه دارد، از آنها که تجسم برخی حس ها و شور و اضطراب و ترس و تلخی لحظات بسیار ملموس است...شاید چون بیروت را دیده ام، آن حال و هوای غربی عربی ش را...آن جو مذاهب مختلفش را...آن قسمتهای اعیان نشین و آن دیوارهای سوراخ سوراخ شده در جنگش را...آن حال و هوای بلوار ساحلی، کنار دریا، پس کوچه ها و نوای موسیقی عربی اش را...من هم مسیر دمشق- بیروت را رفته ام. شبی در مسیر دمشق- بیروت بین هیچ کجا چندساعتی مانده ام...حس باد و سوز آن شب بیابانی را درک کرده ام...شاید برای همه اینها، این کتاب را بیشتر دوست داشتم...
از همین کتاب«هیچ یک از پنج مسافر با هم حرفی نزدند. یاسمینه، فرح، ابوملا، ابومصطفای ماهیگیر و طعان...هیچ کدام. تک تک در خاموشی خویش سر فرو کرده بودند. هریک اخترک تنهایی بود، هرچند همه در یک فلک می چرخیدند. چشم های یک یکشان دوخته به آن جنگل سنگی بود که پیش رویشان گسترده-بیروت. هریک به چشم خودبدین شهر می نگریست. یک بیروت نه، پنج بیروت بود. فقط راننده بی اعتنا و خونسرد بود، درست مانند فرشته ی مرگ.»
پ.ن: کتاب بیروت ۷۵، نوشته ی غاده السلمان، ترجمه سمیه آقاجانی، نشر ماهی