ژرمن ها اکثرا ادمهای سرد و‌جدی هستند. خیلی هم ابراز تاسف می کنند! مثلا رو پله برقی خانومی با چمدونش راه رو گرفته بود و حواسش نبود. یه اقای میانسال از کنار من گذشت و موند پشت سر خانوم. و یک کلمه نخواست به خانوم بگه که ببخشید من می خوام رد بشم. ایستاد هی به من نگاه کرد و اشاره کرد به خانومه و نوچ نوچ کرد و هی سرشو تکون داد تااااا رسیدیم به اخر پله برقی!😐یا دیروز رو اتوبوس دریایی داشتیم حرف می زدیم، دو نفر هم جلوی ما نشسته بودند. به حرف زدن همسرجان و عمو، هی برمی گشتند به من نگاه می کردند و سرشونو تکون می دادند! البته اگه مدتی قبل بود، حتما به عمو و همسرجان اشاره می کردم که یاصندلی مونو عوض کنیم یا فعلا صحبت نکنند. اما تو دلم گفتم حالا بعد چندسال عمو و برادرزاده همدیگه رو دیدند، بذار حرف بزنند. اون اقایون هم یا خودشون تذکر بدن، یا برن رو صندلی دیگه...هی سر تکون می دن واسه من!

پریشب یکی بهمون گفت هَو اِ نایس تایم این هامبورگ! این جمله ی زیبا رو با چنان لحن جدی گفت که می شد با همون میمیک صورت بگه « انشالله پاتون بشکنه این هامبورگ»، یا « از ریختت خوشم نیومد با اون دماغت»! در کل لبخند زدن اینجا انرژی می بره...والا من اگه چندبار لبخند بزنم جوابمو ندن، یا افسرده میشم یا الله اکبرگویان به سمت شون گوجه فرنگی پرت می کنم! گزینه سومی هم هست، که اونو انتخاب می کنم و برمی گردم سر خونه و زندگی خودم😍😍

البته خب مطمئنا ادمهای باحال هم داره، حتی عمو خیلی سعی کرد مثال های مختلف بیاره از باحالی و مهربونی دوست های آلمانیش...اما هربار که گفتم مهربونی ربطی به سردی نداره، گفت اره خب...اکثرا ادمهای دیرجوشی هستند...