برلین مه آلود...
به قول رادیو چهرازی که می گفت جمشید پاییز یهویی میاد، ببین برگا رو، ببین نارنجیا رو، زردا رو...
امروز پاییز یهو اومد. با برگا و نارنجیا و زرداش...با بارون و باد و سرماش...با برج مخابراتی که یهو فرو رفت در مه...با انعکاس نورها بر زمین. با ادمهایی که سعی داشتند خودشون رو سریعتر به خونه برسونند. با اندک داوودی هایی که زیر بارون تکون می خوردند. با دست های در جیب و گردن های فرو رفته در یقه و شال گردن ها...پاییز یهویی به شهریور برلین گریز زد...
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور ۱۳۹۷ ساعت 2:26 توسط
|