در برلین، حرفه ای انعام می خواهند و می گیرند! تیپ دادن و گرفتن اکثرجاهای دنیا مرسوم و معمول است، ولی اینجا یه جور باحالی مرسوم است! غیراز اینکه گارسون بالاسرت می ایستد و می گوید هزینه غذا را که با کارت دادید شامل سرویس دهی نیست. هزینه سرویس را نقدی پرداخت کنید! مورد داشتیم که منتظر زل هم زد تو چشم ما...خیلی جاها که گذری رد می شدیم، می دیدم کاسه ی انعام تو بستنی فروشی، کافه، جاهای معمول رو پیشخوان در معرض تخم چشم  مشتری ست! به گمانم کمی خصلت بلوک شرقی باشد! یاد مریض باکویی میفتم دوسال قبل امده بود برای ویزیت. برگه ویزیت را اورد گذاشت روی میز، و گفت مرحمت چقدر بدم؟ و پول از جیبش در می اورد. هی توضیح می دادیم که این برگه، همان پول معاینه است که بیرون پرداخت کردی. می گفت اون جدا! مرحمت چقدر می خواهید! 🙈و بعد از منشی پرسید، مطمئنی اگر مرحمت ندهم، درست معاینه می کند؟!

اخر شب از کنار یک کافه زنجیره ای، نبش یکی از میادین بزرگ رد می شدیم. رفتیم تو، نگاهی به کیک و شیرینی ها بندازیم. پای سیب ها را نشان همسرجان دادم، گفتم حالا اگر ایران بود، واویلا می شد! اقلا هفت هشت تا حشره کوچک که مورچه هم نبودند، روی پای سیب مشغول پاتیناژ بودند...عجیب بود در کافه ای شلوغ و پرفروش، همچین صحنه ای...

دوبار سوپ خوردم. بسیار خوشمزه. دون و آب سوپ ها جدا از هم. اما طعم و نمک و فلفل و اب لیمو به کفایت...