چند روز بود به سرم‌ زده بود موهایم را مرتب کنم. از پس شان بر نمی آمدم، اصولا غیر از دمب اسبی کردن، هیچ هنر دیگری برای آرایش مو، بلد نیستم. از من که اکثر عمرم مو کوتاه بوده ام، نباید چندان انتظار داشت! امروز صبح گرفت! آن ویری که همین الان یا باید بروم ارایشگاه، یا خودم دست به قیچی شوم! رفتم سر کوچه، یک ارایشگاه مثل ارایشگاه قدیم نوری خانوم خودمان بود. خانمی حدود پنجاه ساله صاحب مغازه بود. یک نفر هم بیگودی به سر نشسته بود و مشغول روزنامه خواندن. گفتم برای کوپ مو آمده ام. ابرو بالا انداخت و گفت الان؟ گفتم یس! گفت متاسفم، وقت قبلی ندارید. الان نمی شود. گفتم اوه! اوکی...رفتم بیرون و سر یک کوچه دیگر یک ارایشگاه پیدا کردم. دم در، یکی از ارایشگرها با موبایل در حال بحث کردن با آن طرف خطی بود و با حرص سیگار می کشید. داخل ارایشگاه کوچک دو خانوم جوان ناخن های همدیگر را مانیکور می کردند! سیمای یک نفر هم فویل به سر ته مغازه پیدا بود! گفتم برای کوپ مو آمده ام. آن دو‌بانو به هم نگریستند! و چیزی گفتند...یکی شان رفت بیرون همکارشان را صدا کرد، دخترک با اشاره دست، بی حوصلگی یا الان وقت ندارم را رساند. دوتایی داخل مغازه به این نتیجه رسیدند که من سه ساعت بعد بیایم برای کوپ. گفتم اسمم را بنویسید. نوشتند الی، ساعت یک ظهر...

راه افتادیم در خیابان ها و میدان و پارک و دست اخر رسیدیم به مال بزرگ نزدیک محل اقامت مان. هرچه تابلوهای راهنمای طبقات را خواندیم، فقط داگ استایلیست دیدیم! کمی چرخیدیم و در طبقه ای، زنی را مشغول بند انداختن روی صورت مشتری دیدم! فهمیدم انجا فقط مخصوصا ارایش صورت و مانیکور و پدیکور است. از دخترک پشت صندوق پرسیدم، هیر درسر اینجا هست؟ گفت آو کورس! و نشانی داد همان طبقه. رفتم به سالنی نسبتا بزرگ رسیدم، چندنفر امدند و پرسیدند برای چه کاری امدی؟ وقت قبلی داری؟ تا اینکه خانوم جوان عینکی گفت الی! من الان وقت دارم و می توانم هیر تو را کات کنم! گفتم قربان هندت! رفتیم و ده دقیقه راجع به اینکه چه مدلی می خواهم کوپ کنم صحبت کرد...اخرش گفتم تو خودت می دونی چکار کنی! گفت تنکز، اوکی. اعتراف می کنم که کمی دلم ریخت، چون احتمال افتابه برداری با این جمله من زیاد بود...اما وقتی شروع کرد به شستن موهایم و هی شست و ماساژ داد و یک چی هایی مالید و از پاشیدن یک قطره آب به روی پیشانی ام معذرت خواست، دلشوره ام برطرف شد. روبروی آیینه که نشستم هر لحظه منتظر بودم بگوید موهایت را کجا زدی قبلا؟ چرا موهایت شکننده ست، چرا کوری؟ چرا کچلی؟ و هزار عیب و انگ...( ادامه در پست بعدی)