اینجا، مادرید!
بعداز ظهر نمی دونستم فوتبال بچسبم یا اون لیدی عزیزی که یه ظرف چیپس و یک لیوان نوشابه رو گذاشته بود جلوش و با هیجان! بازی اسپانیا روسیه رو تماشا می کرد. پاشو رو پاش انداخته بود ، هر چیپس رو در عرض چهل و سه ثانیه گاز می زد و هر از گاهی یک جرعه نوشابه به سلامتی تیم اسپانیا میرفت بالا...و برمی گشت میگفت اوووه! از من که گذشت، شما لیدی طور فوتبال تماشا کنید!
یه اقایی هم کنار من داشت استرس می کشید و هرازگاهی با حرص یهو یه چیزی میگفت رو به من، منم می گفتن سی ! سی !
پ.ن: موقع اخرین پنالتی تمام ادمهای پشت سرم یک آه بلند کشیدند...الان تقصیر پاقدم من شد اسپانیا باخت؟!
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۷ ساعت 2:5 توسط
|