پررنگترین خاطره ام از اقای افشار، مربوط به اولین باری بود که پس از فوت دخترش اخبار می گفت. علت فوت دختر بچه، پریدن پاک کن( احتمالا پاک کن سر مداد) به گلو و انسداد راه تنفسی بود. مشکی پوشیده بود و ریش داشت و بغض. ولی توانست اخبار آن شب را بخواند، مثل همیشه. بعد از آن،  پاک کن سر مداد همیشه مرا یاد داغ اقای افشار می اندازد و سختی های برنامه های زنده تلویزیون...خدا می داند چه بغض ها بعد از پایان بسیاری برنامه های زنده، که شاید لبخندی به لب مخاطب هم نشانده، پشت استودیو ترکیده باشد...روحش قرین آرامش🌹