عطاري خوان كارلوس و برادران به جز خورخه شون!
اسپانيا ضريب غربت پاييني دارد، انقدر صحنه ها، بوها، صداهاي آشنا هست كه حس نوستالژيك و ميهني را در آدم برانگيخته كند. از ماش و زعفران و لوبيا چيتي و چشم بلبلي و باقلا گرفته تا ادويه ها و شيريني هاي سنتي خودشان در مغازه اي نزديك ميدان بزرگ مادريد بود. صاحبش هم يك پيرمرد مسن بود كه با دو خانوم ميانسال مغازه را مي چرخاندند. فقط سنگ پا نديدم جان خودم...
راستي از اسپانيول ها خواستيد دختر بگيريد، بيشتر فكر كنيد! انقدر حرف مي زنند، انقدرررر حرف مي زنند، انقدرررر بلند بلند ور ور ور ور ورررررررررر حرف مي زنند كه هزار رحمت به من !!
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 20:28 توسط
|