ريحان نوشته مثل جيمز باند كه خودش از ماشين پياده ميشه، بعد دگمه رو پشت سرش مي زنه تا ماشين منفجر بشه، ايندفعه بارسلون شلوغ شد پشت سرت:))

مادريد: از بالا، سرزميني بياباني، آبادي ها اطراف رودخانه ها و سدها بود. پوشش گياهي انبوهي نداشت، درختها با فاصله، خاك سرخ و سفيد و بعضي جاها شوره بسته. فرودگاه مادريد، از قشنگترين و رنگي ترين فرودگاههايي كه ديده ام. مادريد شهري بزرگ، با خصلت پايتخت ها. ساختمان هاي مرتفع( شبيه مسكو)، خيابان هاي عريضي كه درختان از دوطرف به هم پيوسته و سايه انداخته باشند( شبيه بلوار ملك آباد قديم مشهد)، پياده روهاي عريض. شهري كه خيابان ها سربالايي سرپاييني دارند. آب و هواي كمي بياباني دارد، صبح و شب خنك، ظهر بسيار گرم. مركز شهر، پرترافيك و شلوغ. مادريد هم تا نيمه شب زنده است، مردم رنگارنگ مي پوشند، جمعيت خود اسپانيول ها بسيار زياد و جوان است. زياد حرف مي زنند، تند حرف مي زنند و صداي اكثر دخترها و زنها عجيب بم و كلفت است! بعيد مي دانم چندان ربطي هم به سيگار داشته باشد، چون به چشمم، جمعيت سيگاًري بين مردم اسپانيا به وضوح كمتر از كشورهاي شمالي اروپاست. مردمش حسابي موبايل باز هستند. در اين مدت كه بارها سوار اتوبوس و مترو شديم، فقط دونفر ديده ام كه كتاب مي خوانند، باقي ( به از خودم نباشد!)همه در حال چت و اينستاگرام و باقي مخلفات...ميوه هاي اسپانيا درشت و طعم دار. انگور و گوجه فرنگي و پرتقال و هندوانه اش عاليست. گوجه فرنگي و آب گوجه فرنگي جزو لاينفك طعم هاي مورد علاقه شان است. بازي با زبان لاتين خيلي باحال است. بسياري از واژه هايي كه در آناتومي خوانده بوديم در جهت يابي كمك مي كند! واژه هاي تركي استانبولي كه برگرفته از لاتين است كم به درد نمي خورد. بسياري از مردم ميانسال و مسن اين كشور انگليسي نمي دانند حتي در حد شمارش ساده اعداد، در نتيجه همان زبان اشاره بسيار كارساز است. هرچقدر بارسلون پر از ماشين پليس بود، در مادريد آمبولانس بَبو كنان وسط خيابان ها لايي مي كشد! مردم گرمي هستند، حتي چراغ راهنمايي كه در اكثر كشورها موقع سبز شدن براي عبور عابر صداي تق تق مي دهد، اينجا سوت بلبلي مي زند...