بارسلون زنده و رنگارنگ
بارسلون شهري ست زنده. خصوصا شبهاي زنده اي دارد، تا ديروقت فروشگاه ها و مراكز خريد باز است و جمعيت در خيابان تردد دارند و برعكس اروپاي شمالي، ساعت شش عصر نخود نخود هركه رود خانه ي خود نيست!
بارسلون بسيار بزرگ و پرجمعيت است. در طراحي و ساخت خيابانهاي شهر، تنگ نظري نبوده است. خيابانها، بلوارها و پياده روها وسيع، فراخ. بارسلون رنگ زياد دارد، چه در معماري كه گاها بسيار به معماري اسلامي نزديك است چه در طراحي لباس و مبلمان شهري...لاتين ها خوب بلدند رنگها را به رقص دراورند. از امتداد كليساي ساگرادا فاميليا كه به سمت بالا رفتيم، بلواري پهن و سرسبز بود كه پياده روي عريض وسط آن، مملو از مادر و پدر و كودكاني بود كه در محوطه هاي شني مشغول بازي بودند. سالخوردگاني كه مشغول بازي شبيه بولينگ بودند، بعضا مشغول روزنامه خواندن يا صحبت با سگ هايشان....
رفتيم به كوچه اي قديمي رسيديم پر از بوتيك ها و مغازه هاي قديمي. يك آجيلي ديدم كه اگر در كوچه مقصوديه تبريز بود، باور پذيرتر بود! انقدر پيشخوان هاي قديمي داشت، كلي الك از ديوار آويزان كرده بودند. قصابي هاي اينجا ديدني هستند، شقه هاي گوشت نمك سود شده از ديوارها آويزان است، در پاكت هاي قيفي شكل، تكه گوشت هاي فرآوري شده( خام؟) را به عنوان تنقلات مي فروختند. گوجه فرنگي هاي اينجا خوشمزه و شيرين و پرآب است. دانه هاي انگور اين هوااا، از آن ميوه فروشي تبريز كه كلي ارزانتر است!
گائودي آثار متعددي از طراحي هاي عجيب ساختماني در اسپانيا دارد، من جمله ساختمانهايي كه در بلوار گراسيا هست. اين بلوار گراسيا هم بسيااار فراخ و دلباز و پرنور و هم مركز مد و فروشگاههاي برند برتر دنياست. از آن خدا تومني ها...بماند كه جلوي بوتيك تامي هيلفاير و گِس، صف كشيده بودند تا كجا! نفهميدم رونمايي از اخرين پليور ياسمني رنگ امسال بود يا كيف يشمي! اووه...كيف گفتم، يادم افتاد. بارسلون يعني معدن كيف هاي زيبا، طراحي هاي عجيب، كيف هاي دست دوز و رنگ رنگي...دنياي كيف اينجا رنگارنگ است:)