كتاب مجذوب كننده اي است. سيصد صفحه، فصل هاي كوتاه سه چهار صفحه اي دارد. دستورالعملي براي شاد زيستن ارائه نمي شود، اما تحليل عميقي دارد درباره چگونگي از پيشگيري از حسرت، خسران، غمگيني خودساخته.

به جرات جاهايي نااميد كننده است. گويي كف دست گاليور، با گلامپ هم سفر شده باشي. اما در نهايت منطقي است. و آدمي را از غايت خوش بيني به جهان اطراف و انسانها و بازاركار به سطحي متعادل از بدبيني و خودخواهي مي كشاند.

از همين كتاب: "ما همواره مي خواهيم در آنِ واحد كارهاي زيادي بكنيم، از هيچ امكاني نمي گذريم و مي خواهيم تمام گزينه ها را همزمان در اختيار داشته باشيم. اما اين امر به سادگي مي تواند موفقيت ما را نابود كند. بايد ياد بگيريم درها را ببنديم. يك راهكار تجاري بايد به طور ويژه در مورد چيزهايي باشد كه نبايد درگيرشان شد. استراتژي زندگي خود را مثل استراتژي يك شركت بنويس: كارهايي را كه نبايد در زندگي بكني بنويس. به بيان ديگر، تصميم هاي حساب شده اي بگير تا برخي چيزها را كلا ناديده بگيري و وقتي شرايطش پيش آمد، طبق ليست نبايدهايت رفتار كن. اين كار نه تنها تورا از افتادن در گرفتاري حفظ مي كند، بلكه زمان تفكر زيادي هم برايت نگه مي دارد. يك بار خوب فكر كن و تصميمت را بگير كه سراغ چه چيزهايي، حتي اگر فرصتش بود، نروي. بيشتر درها ارزش وارد شدن ندارند، حتي اگر به نظر برسد چرخاندن دسته ي در بسيار ساده است."

كتاب هنر شفاف انديشيدن، نشر چشمه، نوشته رولف دوبلي، ترجمه عادل فردوسي پور، بهزاد توكلي، علي شهروز