ديروز با يك راننده تاكسي صحبت فوتبال و قيمت بليط ها و طرفداري تيم هاي تركيه بود، در آخر گفت كه فردا شب تيم بشيكتاش با تيم genclerbirligi مسابقه داره و سپرد كه حواستون باشه اين طرفها بسته است. بعدازظهر سرخوش زديم بيرون ديديم اي دل غافل، صداي مارش، خيابون بسته، ماشين هاي پليس، همه جا حفاظ كشيدن، يادمون افتاد كه مسابقه است! راستش براي من كه تا اين سن به استاديوم فوتبال نرفتم و كلا تو جو اطراف ورزشگاه هم نبودم خيلي جالب بود...چندهزار نفر ادم كه اكثرا شال سياه بياض آرم بشيكتاش به گردن داشتن، شكل عقاب دستاشون رو باز مي كردن تا به نشانه كارتال( عقاب) عكس بگيرن. پشت بنرهاي تبليغاتي، مردها رديفي به سبزه و چمن ها مي شاشيدن! آبجو سر مي كشيدن ولي تا اونجا كه من ديدم تمام شيشه ها رو تو كيسه هاي زباله مي ريختن. و خلاصه در جهت برعكس حركت كردن از بين اينهمه آدم كه به سمت ورزشگاه مي رفتن در امتداد خط ساحلي، خيلي سخت و جالب بود!
به همون نسبت هم دو ساعت بعد موقع برگشتن، وقتي همه با خوشحالي شامپيون شامپيون فرياد مي زدند، دوباره در جهت عكس تو دل اينهمه ادم زدن هيجان انگيز بود😍😃😃