Evet mi hayir mi?
كافه رستوران پايين كاخ توپكاپي جاي قشنگي است. پر از دسرها و شربت هاي به قول خودشان عثمانلي است، آدم نمي داند به باقلواها نگاه كند، شكرپاره بخورد، كيك هاي شيره شربتي بلمباند، شربت زعفران يا خرم سلطان امتحان بكند، خلاصه من كه هربار رسما آب روغن قاطي مي كنم تا تصميم بگيرم!
هرچقدر هم بگوييم فصل توريستي استانبول نيست، باز به وضوح توريست كم شده است. بازار خلوتِ خلوت. به راننده تاكسي مي گويم بدجور مسافر كم شده است، مي گويد من چكار كنم، به آن بي شرف طيب بگو! و اكثرا مي گويند در رفراندوم " نه" خواهيم گفت. به خاطر ناامني هاي اخير تركيه، اوضاع صنعت توريسم اين مملكت ناگهان متزلزل شده است...
پ.ن: من عاشق لوسترهاي رنگ رنگي سنتي بازار بزرگ استانبول هستم، نورش رمانتيك تر از بسياري نورپردازي هاست...
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 22:16 توسط
|