موزه گردي كار پيرها نيست!
وقتي سلطان احمد دستور مي دهد مسجدي روبروي مسجد اياصوفيا بسازند كه عظيم تر از آن باشد و بزرگترين عبادتگاه مسلمانان جهان بشود و در آخر معمار نمي تواند به اندازه اياصوفيا معظم از كار دربياورد، و حتي وقتي مفتي ها به شش مناره بودن مسجد آبي به سلطان احمد اعتراض مي كنند كه به تقليد از مناره هاي مسجدالحرام از مكه است و سلطان با پرداخت مبلغي مناره هفتم را در مكه مي سازد، در جبران حرصي كه سلطان خورده است، مي ارزد كه هر بار استانبول رفتني از اين ميدان و مسجد زيبا بازديد كرد...رفيق ما هميشه تكيه كلامش اين است كه " موزه گردي بعد از هفتاد سالگي! موزه رفتن كار پيرهاست". و ما هربار با لطايف الحيلي توانسته ايم به برخي موزه ها ببريمش و به ندرت پشيمان برگشته است، گرچه مي گويد من از اعتقادم برنمي گردم😂 به گمانم سومين بار بود كاخ توپكاپي را مي ديدم، و من همچنان اين كاخ را دوست دارم. از سنگهاي كف كاخ كه مخصوصا در قسمت ورودي ديوان هاي همايوني و تالارها تورفته و مقعر شده اند، سنگ چين هاي ايوان ها، اشعاري كه به زبان تركي عثماني با الفباي عربي و كلي كلمات فارسي و عربي نوشته شده اند، تزيينات سقف ها، سرد بودن اتاق ها، و زيباتر از همه ايوان مشرف به دريا را كه زماني ساعتي را روي سنگهاي مرمرش افتاده و خوابيده ام، لذت مي برم. در آن ايوان، اوج روياپردازي و تصميم گيري پادشاهان عثماني را مي شود متصور شد. آنجا كه مي شود ايستاد و ساعتها به خط دريا و آسمان در دوردست خيره شد و گفت آماده شويد، حمله مي كنيم...
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 22:11 توسط
|