كتاب " زندگي نزيسته ات را زندگي كن" از رنج هاي دروني سالهاي انتهايي دهه سوم زندگي، از نارضايتي هاي دروني، از انچه كه دوست داشتيم انجام بدهيم هاي كه گذشته و انچه مي خواهيم تجربه كنيم هاي آينده كه جسارتش را نداريم مي گويد...از اندوه و اضطراب زندگي نزيسته مان، علي رغم موفقيت هاي اجتماعي و شغلي و خانوادگي.
از همين كتاب:
" مشغول بودن هم خصوصيت خوبي محسوب مي شود، دستان مشغول دستان شادند. شيطان، حاصل دستان بي كار است. وقتي صبح ها بيدار مي شويم، چقدر خوب است كه فنجاني قهوه بنوشيم و برنامه آن روزمان را تعيين كنيم. به قول پدرم، بيا بريم بيرون و كاري بكنيم، حتي اگه كار اشتباهي باشه".