آمستردام نامه(١)
و اما هلند...
هلند كشوري سرسبز و تقريبا بيشتر مناطق تحت پوشش كشاورزي است. اقلا در اين فصل حسابي باد دارد و سرد است. واقعا براي آن همه نيروگاه بادي كشش دارد...
از آن آسياب بادي ها چندتا در مسير بلژيك به آمستردام ديديم. ولي نه زياد. كه اكثرا كار نمي كنند. جالب است كه يك آسياب آبي هم ديديم. حالا از شهر پرجمعيت آمستردام بگويم. آن چيزي كه ما در عكسهاي اين شهر مي بينيم، قسمت قديمي شهر است. تقريبا همه ي جاده ها پر از خانه هاي سبك روستايي با مزارع است، و نزديك تر به شهرها پر از ساختمان هاي مسكوني چند طبقه و يك شكل تيپ كمونيستي حتي...يعني مثل كرج-تهران، يا شهرك هاي پرجمعيت اطراف تهران. حتي قسمت هايي شديدا شبيه منطقه نواب تهران ، يا اتوبان شيخ زائد دوبي( اگر از برجهاي مرتفع دوبي فاكتور بگيريم البته)است...
در آمستردام حتما بايد سوار كروزهاي مسافربري توريستي شد كه تا ظرفيت هشتاد يا صد نفر هم دارند و سقفشان شيشه اي است. اينها از داخل كانال هاي پرتعداد آمستردام شما را مي چرخانند و برخي ساختمان ها و پل هاي تاريخي و معروف را به شما نشان مي دهند...اين شهر بيش از هزار پل كوچك و بزرگ و صدكيلومتر آبراه دارد. جالب است به علت گراني مسكن، خيليها در قايق زندگي مي كنند و البته آنها كه غيرقانوني اينكار را مي كنند از گاز و برق محروم هستند! بعد از عبور از كانال ها وارد بندر شديم. امستردام هم يكي از بنادر بزرگ اروپا است. در گوشه اي از بندر ساختماني بزرگ شبيه عرشه كشتي بنا شده است كه ارشيتكتي ايتاليايي دارد. يك رستوران بزرگ چند طبقه چيني شناور كه تعداد بسياري ميز دارد و شعبه اصليش در تايوان هست در گوشه ديگر...يك كشتي قديمي انگليسي هم توسط تعدادي افراد بيكار شهر به صورت داوطلبانه در طي پنج سال بازسازي شده است( فكر كنم موزه بود!). كلا آمستردام شهر موزه هاست. از هرچيزي دلتان بخواهد موزه هست. موزه ي ترس، موزه ي آناتومي، ونگوگ و حتي موزه ي گُه!
هلند كشوري سرسبز و تقريبا بيشتر مناطق تحت پوشش كشاورزي است. اقلا در اين فصل حسابي باد دارد و سرد است. واقعا براي آن همه نيروگاه بادي كشش دارد...
از آن آسياب بادي ها چندتا در مسير بلژيك به آمستردام ديديم. ولي نه زياد. كه اكثرا كار نمي كنند. جالب است كه يك آسياب آبي هم ديديم. حالا از شهر پرجمعيت آمستردام بگويم. آن چيزي كه ما در عكسهاي اين شهر مي بينيم، قسمت قديمي شهر است. تقريبا همه ي جاده ها پر از خانه هاي سبك روستايي با مزارع است، و نزديك تر به شهرها پر از ساختمان هاي مسكوني چند طبقه و يك شكل تيپ كمونيستي حتي...يعني مثل كرج-تهران، يا شهرك هاي پرجمعيت اطراف تهران. حتي قسمت هايي شديدا شبيه منطقه نواب تهران ، يا اتوبان شيخ زائد دوبي( اگر از برجهاي مرتفع دوبي فاكتور بگيريم البته)است...
در آمستردام حتما بايد سوار كروزهاي مسافربري توريستي شد كه تا ظرفيت هشتاد يا صد نفر هم دارند و سقفشان شيشه اي است. اينها از داخل كانال هاي پرتعداد آمستردام شما را مي چرخانند و برخي ساختمان ها و پل هاي تاريخي و معروف را به شما نشان مي دهند...اين شهر بيش از هزار پل كوچك و بزرگ و صدكيلومتر آبراه دارد. جالب است به علت گراني مسكن، خيليها در قايق زندگي مي كنند و البته آنها كه غيرقانوني اينكار را مي كنند از گاز و برق محروم هستند! بعد از عبور از كانال ها وارد بندر شديم. امستردام هم يكي از بنادر بزرگ اروپا است. در گوشه اي از بندر ساختماني بزرگ شبيه عرشه كشتي بنا شده است كه ارشيتكتي ايتاليايي دارد. يك رستوران بزرگ چند طبقه چيني شناور كه تعداد بسياري ميز دارد و شعبه اصليش در تايوان هست در گوشه ديگر...يك كشتي قديمي انگليسي هم توسط تعدادي افراد بيكار شهر به صورت داوطلبانه در طي پنج سال بازسازي شده است( فكر كنم موزه بود!). كلا آمستردام شهر موزه هاست. از هرچيزي دلتان بخواهد موزه هست. موزه ي ترس، موزه ي آناتومي، ونگوگ و حتي موزه ي گُه!
+ نوشته شده در سه شنبه دهم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 14:11 توسط
|