چند سال قبل با خودم گفته بودم اگر بازيگوش ها تيم داشتند، من ثابت خط حمله نبودم ولي قطعا در هافبك مياني پست داشتم! منتها همان سالهاي اول فهميدم كه دنيا دخترخاله ي ما نيست و براي خاله بازي نيامده ايم. البته كه آن ورِ بازيگوشم هميشه روي نيمكت ذخيره آماده نشسته است تا بپرد وسط بازي جدي زندگي. گاهي هم بازيكن دفاعي ام آمادگي كافي ندارد، دست هميشه به دامن پروردگار را بيشتر مي كشد كه جانِ من مددي! خلاصه تيمي داريم اين بنده ي فاني را پيش مي بريم.

امروز ديدم چه به فكرم معتقدم هنوز و تصميم گرفتم يك نوشابه براي خودم باز كنم!