"زندگي پيش رو"
كتاب " زندگي پيش رو" از نوشته هاي رومن گاري نازنين و ترجمه ي ليلي گلستان. رومن گاري و سلينجر كاري با روان آدم مي كنند كه بولدوزر هم نمي تواند! با روش دلقك مآبي، آن چنان موضوع را مفرح و ساده پيش مي برند، غافل از اينكه از جايي كه شايد از همان صفحه هاي اول باشد، سنگيني و تلخي واقعيت جملات را بر سينه مي شود احساس كرد...كتابهايشان واقعيات را تا شبكيه چشم فرو مي كند! زندگي پيش رو، عجيب چند هفته طول كشيد تا تمام شود. فقط ٢١٧ صفحه بود، ولي جاهايي ولش كردم. نمي كشيدم! سختم بود! و امروز تمامش كردم و اضطرابي در من رخنه كرد...به قدري ترس از تنها ماندن در دنيا و از دست دادن ادمهايي كه تنها حامي و دوستدار ما هستند را وحشتناك خوب توصيف كرده بود كه دروغ است اگر بگويم از درون حال نيمه بدي ندارم! و اين قدرت نويسنده و مترجم است كه چطور روان خواننده را در دست مي گيرد...
"فكر مي كنم آن يارويي كه ركورد زندگي گياهان را در آمريكا شكسته، از عيسي هم مهمتر است. چون هفده سال و خرده يي روي صليبش ماند. فكر مي كنم هيچ چيز كريه تر از اين نيست كه به زور زندگي را توي حلق آدمهايي چپاند كه نمي توانند از خودشان دفاع كنند و به زندگي كردن ادامه بدهند."
بخشي از كتاب در راستاي توصيف زندگي نباتي...
"فكر مي كنم آن يارويي كه ركورد زندگي گياهان را در آمريكا شكسته، از عيسي هم مهمتر است. چون هفده سال و خرده يي روي صليبش ماند. فكر مي كنم هيچ چيز كريه تر از اين نيست كه به زور زندگي را توي حلق آدمهايي چپاند كه نمي توانند از خودشان دفاع كنند و به زندگي كردن ادامه بدهند."
بخشي از كتاب در راستاي توصيف زندگي نباتي...
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 19:44 توسط
|