ازمرد سوال میکنم: تو خانواده ی شما، سابقه ناراحتی قلبی هست؟

مرد تا به خود بجنبد كه دهان باز كند، همسرش در حالي كه صورتش را جمع كرده، مي گويد: ناراحتي قلبي؟! هه هه! اينا خانوادگي مغزشون خرابه.

 

- مرد كه به تازگي صاحب باطري قلبي شده است، سوال مي كند: آقاي دكتر، من از كي مي تونم رانندگي كنم؟

همسرش فرصت به اقاي دكتر نمي دهد و با اشاره ي دست مي گويد: راه بيفت بابا! تو قبل از باطري چي بودي، كه الان بخواي رانندگي هم كني.

 

- گيرم كه دكتر محرم است، ولي تا چه حد؟ گيرم كه از مريض و مريض داري خسته شده باشيم، اصلا سالها مورد خشم و ظلم قرار گرفته باشيم. آيا، هرمحيطي، هر ضعفي، هر ناتواني طرف مقابل، اين اجازه را به ما مي دهد، كه انتقام ستم سالها را از شخص و طايفه اش بگيريم...حالا ده دقيقه زبان تلخ مان را جلوي غريبه ها به كار نگيريم، و غرور مردِمان را حفظ كنيم، چه مي شود؟ اصلا با اِعمال اين خشونت هاي كلامي، چه توجهي مي خريم؟ غير از سكوت؟ نگاهي كه سعي در بي قضاوتي دارد؟ حداكثر شنيدن " نه بابا، اين چه حرفيه، حالا درست مي شه" از يك غريبه در پوششي با روپوش سفيد؟

من از آنها هستم كه معتقدم، دنيا بدون مردها، قطعا جاي خوبي نبود. همان طور كه دنياي صرفا مردانه، اصلا قشنگ نيست. مطمىنا خداوند، بي حساب و كتاب، زن و مرد را در كنار هم نيافريده است. و مهمتر از همه اينكه، نعمتي به زن داده است، و آن لطافت و نرمي زبان است. درست است كه در جهان امروز، زنها خيلي اوقات، مردتر از مردها هستند، و علاوه بر وظايف سنگين خانه داري و مادري ، پابه پاي مردها تحصيل و كار مي كنند.

ولي اينها چرا بايد زن را از لحن ملايمش دور كند؟ قطعا بعد از سني، ثروت و قيافه و مدرك، جوابگوي تمام نيازهاي انساني نخواهد بود. آدمها، به كساني نياز دارند كه در كنارشان، احساس امنيت كنند. امنيت رواني. كسي كه نگاه قضاوت باري نداشته باشد. براي هر حرف دلي، چشمهايش را نَدَرانَد! چهره اش را جمع و چروك نكند. از بالا به پايين نگاه نكند، و اين براي يك زن، به دليل ذات ملايمش، مي تواند راحت تر باشد. البته طبيعي است كه هيچ زني، مداوم، نمي تواند"ملاني" هميشه مهربان "بربادرفته "باشد، كه حتي گاهي اين حد ملايمت هم ملالت بار است. ولي زنها رييس جمهور هم بشوند، پروفسور هم باشند، دومين ثروتمند جهان هم كه باشند، حيف است، آن ملاحت و اصالت ذاتي را كه مي تواند در گفتارشان، راه رفتن شان، تُنِ صدا، لبخندهاو مهرباني هايشان باشد، كمرنگ كنند...فكر مي كنم دنيا به مهرباني هاي ملاني، شرارت ها و لجاجت هاي اسكارلت و معرفت و پشتيباني هاي آن زن به اصطلاح بدكاره ي بربادرفته، همه به مقدار لازم احتياج دارد...

پ.ن: راجع به خشونت كلامي مردان هم روايت و حرف دارم. يادم هست كه يك طرفه به قاضي نروم.