زهرا و استادم يك انار به من دادند كه بخورم.البته دو سه هفته قبل دادند!من هم انارخور (انار خوار؟!) نيستم.ولي دلم نمي امد انار را به كسي بدهم...امروز آوردمش خانه ي پدري.

بابا:اين چيه؟

من:آوردم براتون اگه دوست دارين بخورين!

بابا:اگه اين دست داعش بيفته،به جرم حمل آثار باستاني خودتو انار رو با هم تيكه تيكه مي كنن!