اسمشو نبر!!
*بله...یک سرمایی تجربه می کنیم در حد آمادگی واسه رقابتهای المپیک زمستانی آلاسکا!!آلودگی هوا هم که اضافه شده،مطمئنا با این شرایط تیمی نیست که ما آذربایجانیها ازش نبریم!!
در راستای انجماد خون در رگهای انگشتان دست و پا و فرو بردن پنج انگشت با دستکش در دهان،و ها کردن و قطع امید کردن از آب شدن یخ نو ک بینی،تعدادی از سلولهای خاکستری تلاش کردند تا از جمود همیشگی خارج شده و یه فکری به این حال و احوال بکنند!فکر خاصی هم نکردند...گفتند همینه که هست!کلا حال لباس اضافه پوشیدن نیست..چون از این که شبیه خرس دیده بشم،خوشم نمیاد!نوک انگشتان دست رو هم کاری نمیشه کرد..باهاش کنار اومدم!
ولی اینکه خونه ها چقدر سرده،خودش داستانیه...از تجربیات دوستان و آشناها بهره می گیریم...از دوستی که کلاه میذاره میخوابه ،از کیسه آب گرم که نیم ساعت قبل از خواب داخل رختخواب انداخته میشه تا در اثر برخورد بدن با ملافه سرد ایست قلبی ایجاد نشه...
اگر به همین منوال ادامه پیدا کنه،مقداری هیزم تو هال خونه آتش میزنیم،و به روش سرخپوستی میشینیم پای تلویزیون تا سریال "بریکینگ بد"رو ببینیم و همین جوری حال کنیم و هی بگیم لامصب عجب سریالیه...عجب باحاله...و هی به ساعت نگاه کنیم و بگیم ،جهنم ،قسمت بعدی رو هم نگاه کنیم..فرض میکنیم کشیک هستیم و باید بیدار بمونیم!!!
*در راستای اعترافات اینجانب راجع به برهم زدن اوضاع و احوال دنیا،همین بس که باید بگم ،یکی از آخرین شاهکارهای من،تصمیم به سفر به آفریقای جنوبی بود..حدودا یکی دو ماه پیش گیر داده بودم که میخوام پولامو جمع کنم برم زرافه سواری..پیتیکو..پیتیکو...حتی با یکی دو تا از دوستان هم داشتیم حساب میکردیم که همگی جون بکنیم ،پول جور کنیم ،یه گروه بشیم تا با یه تور لیدر با حال بریم ..این شد که خدا بیامرز،نلسون ماندلا بالاخره بعد از مدتها بیماری یهو تکلیفش با این دنیا معلوم شد و دار فانی رو وداع گفت و آفریقا ی جنوبی کلی مشغول این مراسم و بگیر و ببندا بود...!و اسمش اومد سر خط خبرها!
و دومین شیرین کاری مربوط به این بود که از اونجا که کلا ارادت خاصی نسبت به روسیه و جمهوری های
اقماریش پیدا کردیم،با خودم تخیل می پروراندم،اگه قسمت شدو پولی گیر اومد،سال بعد بریم اوکراین!
و حتی برای دکتر بابک که در سفرنامه باکو،برام کامنت گذاشته بود،جواب داده بودم که خدا رو چه دیدین،شاید یه روز از سفرنامه اوکراین و خاطراتی که با شما داشتیم ،نوشتم...
آقا،یعنی این حرف از دهان من بیرون نباید می جست ،که جست!مردم غیور و مقاوم اوکراین ریختن تو میدون استقلال و بقیه شو رو هم خودتون میدونید....
خلاصه،اگر از کشوری خیر ندیدین!اگر تو سفارتی بهتون گیر دادن،اگر اصلا حال نمیکنین اسم یه کشور ی رو نقشه باشه،فقط اسمشو بدین به من!اسم تحویل بدین،تحول،جنگ،انقلاب تحویل بگیرین!!رزومه کاری پر و پیمونی هم در این مورد دارم،جیک ثانیه خدمت دوستانی که در جریان نیستند ارسامیکنم!!
دیگه خودم از خودم خجالت می کشم!!والا...!!