من نه منم!!
*چند وقت پیش یه مقاله از سجاد صاحبان زند خوندم که راجع به سرنوشت و علل مرگ و میر نویسنده ها و شعرا بود.و اینکه یه نرم افزاری هست که باهاش مطالب و اشعار چهار صد پونصد نفر از نویسنده ها رو بررسی کردند(تو انگلستان).دیدن که نویسنده هایی که خودکشی کردند تو مطالبشون بیشتر از "من"استفاده کرده بودند!و کلا انزوا و تنهایی گریز ناپذیر این قشر گویا باعث همچین چیزی میشده...
خلاصه من بعد از اونروز جرات ندارم از پستهای قبلیم چیزی بخونم!!حس میکنم آخرش با یک طناب و حلقه خدمت برسم!!(من الان خودمو جزو نویسنده ها و شعرا میدونم!!اینو داشته باشین!!)
*در راستای پست قبلی و خانوم عزیزی که برامون مربا پخته بود،همون روز عصر که من این پست رو نوشتم،رفتم و دیدم با انبوهی از مریض و یک یخچال خالی در مطب مواجه هستیم!!داشتیم از گرسنگی میمردیم و کسی وقت نداشت بره یه خوراکی بخره که همون خانوم عزیز ،با ظرفی پر از تکه های کیک کاکائوی خانگی همراه با تکه های رنده شده پوست پرتقال داخل کیک وارد اتاق شدند...یعنی انقدر از این صحنه خوشحال شدیم..نمیدونین تا کجا میره!!
خیلی تلاش کردم گردن آقای دکتر بذارم که توروخدا وقت ویزیت شوهر این خانومو هر هفته،تعیین کنند!!زیر بار نرفتند!!
*از بس مردم افتادن به جون خونه زندگیاشون و خیابونا،آدم هول ورش میداره!حس میکنه الان قراره از سازمان نظارت و بازرسی بیان دونه دونه کمد و کابینت های خونه رو بررسی کنن!!اگه مرتب نبود مثلا یارانه هامونو قطع کنن!!خلاصه این روزا با این کارای خونه و بیرون دیگه حالی به آدم میمونه؟نه والا!!
*یه چند روزه زیر لب میخونم..من دیگه رامت نمیشم...اسیر دامت نمیشم....یادمم نمیاد آهنگ از کی بود..شعرش چی بود..ولی در کل این مصراعش حاوی پیامه!!
*زت زیاد!!