جو تبریز مه آلود منو حسابی گرفته!!
تو یکی دو سال گذشته،گاهی اوقات که حرف از شروع به انجام کاری جدید یا تصمیمی نو تو زندگی زده میشد،فرزاد به من و تا اونجا که یادم میاد به فرناز میگفت که هیچ وقت برای شروع ،دیر نیست،خیلی ها تو سنین بالا تازه شروع به تحصیل تو یه رشته جدید گرفتن،یا تغییر شغل دادن و یادم میاد یکی دوبار خواسته بود دیگه خیلی قاطعانه حرف بزنه ،گفته بود که حضرت محمد،تازه تو چهل سالگی به پیغمبری رسید..
منو میگی؟بابا مثال...بابا مقایسه...بابا جوی که منو گرفته...کجاست ،اون دو تا نارنجک که من ببندم به کمرم خودمو پرت کنم زیر دوچرخه؟!!
امشب،فرزاد چهل ساله میشه...راستش یه کم استرس دارم!!نیست که زود جوگیر میشم،میترسم نصف شب،یکی بیاد بالا سرمون،هی بگه:اقراء...اقراء....!!اصن یه اوضاعی..
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 0:12 توسط
|