نیش عقرب به از....
یه چشمم به بچه بود و یه چشمم به دهان این مادر و پدر..که مرد لب باز کرد و گفت خونه اقوام مهمون بودیم.خانوم رفت دستشویی ..گویا تو دستشویی عقرب نیشش زده..
تازه در اون لحظه خانومه انگشت شست دست راستشو نشون داد ودیدم حسابی متورم و قرمز شده و ماکولها و پتشی های روی ساعدش دارن بیشتر میشن و شروع کرد به فوت کردن شست و خاروندن ساعدش...داشتم معاینه میکردم و مثلا خواستم ابراز همدردی کنم وگفتم:الهی..خیلی باید دردناک باشه.که شوهرش گفت:حالا اون دردش مهم نیست .ما فقط واسه این اومدیم که ببینیم میتونه امشب به پسرمون شیر بده ؟ضرر نداره واسه بچه؟!!!!
یه نگاه به بچه بیست و دو ماهه رو تخت که خواب بود انداختم و گفتم:اهان ،یعنی اینکه انگشت خانومتون رو عقرب گزیده موردی نداره؟
مرد خندید و گفت :نه...اتفاقا عقرب هر چی بیشتر خانومها رو نیش بزنه،بهتره!!!
در حالیکه گوشی رو به گوشم میگذاشتم ،یه نگاه به زن انداختم که سرشو تکون میداد و لبخند تلخی میزد...
بعد از اینکه فشار زن رو گرفتم،گوشی رو از تو گوشم دراوردم وگفتم:الان که میخندم نه که فکر کنین،نمیتونم جوابتونو بدماااا..فقط ترجیح میدم بخندم..
مردک عین عقب افتاده های ذهنی نگاهم کرد و خندید!!به نظرم حتی به خودش زحمت نداد یکی از کلمه های جمله رو حلاجی کنه!!
نسخه رو نوشتم و مرد خداحافظی کرد و از اتاق رفت بیرون..در حالیکه زن دوباره با همون دست متورم بچه رو بغل کرد و رفت..
تو دلم گفتم:مرد،عقرب اون زبون تورو نیش بزنه که با این اوضاع زنت،هنوز نگران این هستی که آقا پسر خرس گنده ات مبادا طوریش بشه و نسل خارق العاده ات یهو منقطع بشه!!!