دارم شیشه های پنجره اتاق نشیمن رو پاک میکنم..هوس کردم پرده رو یاز کنم و بشورم..مگه حتما باید عید باشه؟میتونه به مناسبت آغاز شهریور باشه...اصلا شاید یمن خوبی باشه برای یک اتفاق خوب..یک عروسی..یک مهمونی...تو همین فکرها هستم که میبینم انگار فکرم به واقعیت میپیونده...یهو تعداد زیادی افراد با لباسهای یک شکل و یک فرم میان تو محوطه..تو محوطه پشتی...خدایا..چه خبره؟همه تو یک ردیف منظم حرکت میکنند..با ساز و برگ ...از پیرمرد نگهبان،با ملایمت سوالی میپرسند ...گویا همه میخوان برن به محل برگزاری مراسم...تو همون صف منظم پیش میرن ...یعنی چی میخوان بیارن؟یعنی چیکار میخوان بکنن؟عید فطر که هفته آینده است؟اینروزا که ایام سوگواریه؟

میرن تو بلوک روبرویی..کمی بعد سرو صدا میاد..این صدای چه سازیه؟یه چیزی تو مایه های جاز..شایدم مثل سنج..پرکاشن که نیست..منتظرم ببینم آخر این کارناوال چی میشه؟وای یه ماشین بزرگ هم دم در میاد..احتمالا جهاز میخوان بیارن..کامیونت،کانتینر داره،محتواشو نمیتونم ببینم...

لحظاتی بعد،یونیفورم پوش ها با طبق ها میان پایین..وای خدای من خنچه میبرن...خیلی وقت بود همچین مراسمی ندیده بودم...آه،خیابونهای پشتی..وای چند تا وانت..چند تا کامیونت..وای تو همه مجتمع های روبرویی هم مراسم خنچه برون هست....چه نظمی،چه ترتیبی...چه عزمی...

هدیه روز پزشک،به اکثریت ساکنین پزشک و غیر پزشک این منطقه ،جمع اوری دیش های ماهواره بود!

یادمه چند سال پیش جلوی چشممون تو جاده مرند یه تریلی رو با راننده اش طی یک عملیات گانگستری دزدیدند..وقتی همون لحظه به پلیس 110 زنگ زدیم،گفتند مگه تریلی مال شما بود؟به شما هم آسیبی رسید؟وقتی پاسخ دادیم که نه ما فقط شاهد عینی بودیم،گفتند:پس شما کاریتون نباشه.راه خودتونو برین!حتی نخواست شماره پلاک تریلی سارق و مسروقه رو هم بدونه!!

خداییش اینهمه سرباز رو یکجا فقط تو رژه های روز ارتش و سپاه دیده بودم!