بدجور تاخیر فاز داریا.....
۱)گویا من زمانی سه چهار ساله بودم!منو میبرن آمپول بزنند!اونوقتا طبقه پایین پاساژ شهرشب ولی عصر،یه تزریقاتی بود..منو میبرن و آمپول رو میزنند و من به اتفاق اولیا،از اونهمه پله های پاساژ میام بالا و ووقتی میرسیم تو خیابون،احتمالا جلوی قنادی لاله سرخ(به نظرم من باید پلیس آگاهی میشدم!خداییش نقشه محل جنایت رو خیلی عالی میکشما!!)یهو میزنم زیر گریه!!!که به من آمپول زدند......!!بابام معتقده من بعضی وقتا تاخیر فاز دارم!!
۲)یه روز دختر دیر میاد خونه...باباش میپرسه:تو ۳ساعته کجا بودی؟دختره میگه:پدر،به من تجاوز شده!پدر میگه:تجاوز فوقش میشه نیم ساعت!!بقیه اش کدوم گوری بودی؟!!!!
الان رسیدم به اصل مطلب....مطمئنا این خبر رو که رییس بانک جهانی رو به اتهام تجاوز به خدمه هتل گرفتند و فاتحه مقامش خونده شدو.....شنیدین!دیروز شنیدم که تو خبرها میگفت خانوم خدمه هتل بعد از اینکه بهش تجاوز شده،رفته یک اتاق دیگر هتل رو مرتب کرده و بعد اومده اعلام کرده که به من تجاوز شده!!!
خوب،با تشکر از این خانوم هاوس کیپر عزیز که این فرصت رو در اختیار من گذاشت که من با چهره اصلی حقیقت رو در رو بشم!
من واقعا یکی از علل پیشرفت کشورهای غربی و ینگه دنیا،و در مقابل،پسرفت کشورهای جهان سوم و چهارم که ایران جزو دسته دومی است،را فهمیدم!!به این صورت که،مجسم کنید به عنوان نظافتچی رفته تو اتاق هتل و دیده یه آقای متشخص و دیپلمات همیچین یه جورایی حالش خوب نیست!بعد میاد از اتاق بره بیرون که لابد آقای دیپلمات گفته:واستا واستا،کارت دارم،من خرگوش بی آزارم...کاریت ندارم!!
خوب،به هرحال آقای دیپلمات که دروغ نمیگه!خانوم خدمه هم واستاده بنده خدا ببینه خرگوشه چیکار داره؟!!
...................................................................................................................................
صحنه بعد،اینه که خانوم نظافتچی پامیشه جارو برقی و تریلی پر از شیشه پاک کن و دستمال توالت رو تو راهرو میرونه به سمت اتاق بعدی،و کلی جارو پارو میکنه اتاق رو تا تعهد کاریشو انجام بده!بعد که کاراش تموم میشه،میره پایین تو لابی،اعلام میکنه که به من تجاوز شده!!
اینطوری میشه که آمریکا میشه امریکا!
حالا،فرقش با ایران چیه؟اینه...:
مثلا احتمالا اگه یه آقایی میومد از من میرسید ساعت چنده؟من احتمالا میگفتم:من فعلا قصد ادامه تحصیل دارم!!بعدشم اگه پسره آش دهان سوزی نبود،میرفتم به دوستام میگفتم:پسره با چه جراتی اومده از من سوال میپرسه!!اصلا خودشو تو آینه دیده؟!!
ولی اگه احتمالا پسره سرش به تنش می ارزید و آدم حسابی بود،احتمالا میرفتم به دوستان و خاله و خانباجی اعلام میکردم که فلانی بهم پیشنهاد ازدواج داد ولی من فعلا چون قصد ادامه تحصیل دارم ،قبول نکردم پیشنهادشو!!و حتی احتمالا طی سالها بعد که مثلا اون آقا واسه خودش اسم و رسمی بهم زده و خیلی معروف شده،هر وقت حرفش به میون میاد،احتمالا میگم :ای بابا،میدونین چقدر منو میخواست؟میدونین چندبار اومد خواستگاری؟از در مینداختیمش بیرون،از پنجره میومد تو!!!......
خوب،اینجوری میشه که وقتی من از یک جمله ساده ،سالها واسه خودم رویا بافی کردم و انرژی تلف کردم،ایران میشه اینطوری!!ولی وقتی یک خانوم انور آبها حس میکنه که بهش تجاوز شده!!باز هم به کار نظافتش ادامه میده!!!و آمریکا میشه امریکا!!