ببین جیگیل!میخوام فقط غر بزنم و بد و بیراه بگم!اگه حال نداری ،نخون!!

بنا به دلایلی باید به صورت اورژانسی عوارض خودور پرداخت میکردم!دیروز از کسی که بهم گفت باید این کار شنیع رو انجام بدم،راهنمایی خواستم که کجا باید برم.گفت:تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدایناها!همین دروازه ولی عصر،روبروی پمپ بنزین!!میری شهرداری منطقه ۵!حالا خوبه خودم میدونستم کجاست و اصلا هم روبروی پمپ بنزین نیست!!

خوب،صبح شال و کلاه کردم و با احتساب اینکه ساعت ۸ دارم از خونه میام بیرون،انشالله ۸:۱۵ کار تمومه،بنا به گفته حاج اقا!!رفتم،از آقای باجه اطلاعات پرسیدم که کجا باید برم؟گفت:خانوم،اینجا نمیتونی پرداخت کنی...باید بری شهرداری تو میدون ساعت!و یا تو خیابون ابوریحان.منم یه حساب سرانگشتی کردم و دیدم اگه بخوام برم مرکز شهر و با اون یک طرفه بودنها و اینا....همون بهتر برم ابوریحان.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خوب،تو  خیابون ابوریحان،با دیدن دانشکده خودمون،یه نموره هم احساساتی شدم و یاد این افتادم که چقدر با بچه ها اینجاها پیاده رفتیم تا به ایستگاه اتوبوس برسیم....هی هی....از یه آقای سوپرمارکتی پرسیدم که شهرداری کجاست؟ایشون در حالیکه کیک شکلاتی رو با قدرت هرچه تمام در دهان میجویدند،گفتند:دو تا شهرداری داریم!یکی اونور کدو!یکی اینور کدو!!!یعنی در دو جهت کاملا مخالف ادرس داد!!

باز یه حساب کتابی با خودم کردمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد و دیدم بهتره اول اونی که اونور کدو هستش رو برم که خیابونش خلوت تره.حالا برو بالا.....از یکی پرسیدم که آقا،این شهرداری کجاست؟گفت:اوناها!اون خیابون ورود ممنوع رو میری توش!!ته اون خیابون!

تشکر کردم از این راهنمایی خارق العاده!یکم بالاتر از یکی دیگه پرسیدم:شهرداری کجاست؟گفت:ایناهاش! میری تو این خیابون ورود ممنوع ،ته اون خیابون!!

ای بابا!!یعنی اگه ورود ممنوع نرم،چجوری باید برم تو اون خیابون لعنتی!!خلاصه،با نگاهی عاقل اندر سفیه،نشون داد که برو بالاتر از بریدگی دور بزن!!

حالا بالاخره رسیدم به ته اون خیابونه.رفتم از آقای باجه!پرسیدم عوارض خودرو رو کجا باید بپردازم؟گفت:خانوم اینجا نمیگیرن!!باید برین شهرداری منطقه ۳تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد!!!گفتم:جون من یه سوال بپرس ببین واقعا این گفته تلخ تو حقیقت داره؟!!

خلاصه،آقای باجه به یکی دو جا زنگ زد(شرط میبندم اگه فرزاد بود،میگفت چون تو خانومی اینکارو کرد!!)

و گفت:بله.. باید بری شهرداری منطقه ۳.پیش آقای آقایی!!

پرسیدم حالا این خراب شده کجا هست؟گفت:ایناها!تو خیابون صائب!!

خلاصه،حالا برون که برسی به خیابون صائب تبریزی(که به نظرم شاعر قرن ۱۱ بود و همیشه  جزو تستهای ادبیات کنکور بود!)حالا مگه اینجا جای پارک پیدا میشه!شونصد متر اونطرف تر پارک کردم تا،تازه بتونم از کسبه محل بپرسم،این شهرداری منطقه ۳ کدوم وره؟

از یه آقایی پرسیدم،گفت:تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدخااااانوم....این صائب که نیست!انتهای صائبه!۳ تا چهارراه پایینتر!!!

خلاصه ،من با آرامش مسخره خودم ،رفتم که برم ۳ تا چهار راه پایینتر!رفتم و رفتم تا یهو یافتمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد!!یافتم!!!یه فاتحه هم نثار روح ارشمیدس عزیز کردم و از اونجا که خداوند میدونه من از پارک کردن خوشم نمیاد!یه آقایی دقیقا داشت از جا ی پارک درمیامد و من با قدرت هرچه تمام ماشینو پرت کردم سرجای ماشین ایشون!!

دوباره رفتمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد تا رسیدم به اقای باجه!!گفتم:واسه پرداخت عوارض خودرو باید بیام اینجا؟گفت:آری ،درست است!!به جان خودم در اون لحظه میخواستم تندیس گلابی طلایی بهترین آقای باجه رو بهش تقدیم کنم!!

حالا رفتم ته اون ساختمان اونوری!طبقه ۲،آقای آقایی!!همکار بغل دستیشون که با شدت هرچه تمام مشغول جویدن نان و پنیر در دهان بودند،گفتند:بیشین!یا خودش میاد یا خبرش!!!

حالا،نشستیم...تا آقای ریقو!از در اومد تو!همکار نان و پنیری،چشمکی زد که خودشه!!پریدم و گفتم این عوارض خودرو رو میخواستم بدم.ایشون در طی چند لحظه قبض مربوطه رو در دست من نهاد!و گفت:میری تو ساختمون اونوری،طبقه بالا،شعبه بانک سپه داریم!پرداخت کن،بیار مهرشو بزنم.

منم که در اون لحظهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد،کودکی ۱۰ ساله بودم،میپریدم از لب جو،میدویدم همچو آهو!رسیدم به بانک!در بانک کاملا بسته و قفل!!!از یکی پرسیدم،کجاست آقای بانکی؟گفت:نمیدونم!یا خودش میاد یا خبرش!!

نشستم تو سالن انتظار!!بشین،بشین،بشینتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد،بعد از ۱۵ دقیقه،در دستشویی باز شد و یه آقایی اومد بیرون و رفت در بانک رو باز کرد!!بابا،ماشاللله!خواستم بگم،آقا،یه سی لاکسی،سوربیتولی،برگ سنایی،روغن زیتونی چیزی بخورین این قبض روده مبارک برطرف بشه!!!

خلاصه،پول رو پرداختم و با سلام صلواتتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدرفتم پیش آقای آقایی!پنج ،شش تا کارمند بود تو اون اتاق،که یکیشون داشت واسه خودشون کارت پستال میفرستاد همین طور!!و میگفت:اصلا هر کس میاد این ساختمون و این واحد،عاشقمون میشهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد!ولی میرن واحدای دیگه،کم مونده سکته کنند!

بعد اشاره کرد به قبض عوارض من و گفت:مثلا ببینین،این عوارض خودرو!هرجای دیگه بود،دوروز تمام باید طرف میرفت و میومد!ولی کار این خانوم،چند دقیقه ای راه افتاد!!!

(دلم میخواست مثل این فیلمها،که زنه با مینی ژوپ و کفش ۱۵ سانتی،از دست یه مرده عصبانی میشه و کفششو درمیاره تا بزنه تو چش و چال طرف،منم همون حرکت سلیطه وار رو انجام بدم!!!حیف که نه مینی ژوپ بر تن داشتم و نه کفش ۱۵ سانتی بر پاتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد!!)

خلاصه،کار من راه افتاد!ولی تمام راه رو هر چی فحش ....و.......و.......بیب....بییییب!!بلد بودم به زمین و زمان دادم!!الان اگه میخوایین هر عوارضی بدین،من با تمام ریزه کاریها و محل مراجعه در خدمتتون هستم!!!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

آخییییییییششششش....چقدر حال داد غر زدن!قربون تو جیگیل برم که تا آخر پست منو خوندی!!!

*پ.نوشت:در این لحظه یکی از دوستام اس ام اس زد که سلام!سفره عقد اورژانسی از کجا میتونم پیدا کنم؟!!!(انقدر اندر باب این سوال،مطلب به ذهنم رسید که خدا میدونه!!همین طور دارم قهقهه میزنم!ولی شرمنده حال نگارش ندارم دیگه)