تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف است تو باشی و مرا غم ببرد
دیروز تو درمانگاه،یه خانومی اومد و تا نشست گفت:این انگشت چهارمم داره از درد از جاش درمیاد.گز گز میکنه.و عجیب حالت دستش شبیه اسپاسم کارپوپدال بود.تاکید هم داشت که این چند روزه ،بچه هاو عروس دامادای شوهر جدیدش!هی میان ،میریزن و میخورن و میرن..خسته هستم.
نمیدونم چرا همش فکرم به هیپوکلسمی میرفت.ولی از اونجا که هر مریضی پیش من بیاد،بدون ردخور،فشار خونشو کنترل میکنم،فشار ایشون رو هم گرفتم.۱۱۵/۲۳۰ میلی متر جیوه بود.خودش هم نمیدونست که سابقه فشار خون داره یا نه!!خلاصه،فشارخونشو که با دارو آوردیم پایین،فشار روحیش رو هم با همدردی و چاخان پاخان و گیلی لی لی لی به مناسبت ازدواج جدیدش،پایین آوردیم!
کم کم این دست و انگشتای خانوم،باز شد و گفت دیگه درد ندارم.با دارو و توصیه و معرفی به پزشک متخصص قلب مرخص شد.ودیروز یادی از دکتر جانانی کردم.
دست برقضا،ار اونجا که من خواب هرکسی رو که میبینم یا اسم کسی رو میارم به فاصله چند روز ،میبینی بعد از ۱۰سال طرف پیداش میشه!خلاصه،امروز ظهر که همگی رفته بودیم چلوکباب(جای شما خالی)یهو دیدم دکتر جانانی،قابلمه بدست وارد شد!!بعد از پایان تناول غذای خودم،طی یک زاغ سیاه چوب زدن،ایشون رو گیر انداختم و گفتم که دانشجوش بودم(البته طی این سالها دیده بودمش ولی نمیدونم چرا قیافه من که اینقدر شبیه نیکول کیدمن هستم یادش نمونده!!!)خلاصه،گفتم استاد،من همیشه این دو تا حرف شما یادم هست و اینا...اونم با اون چهره و صدای آرامش بخشش داشت تایید میکرد و حرف میزد.از خودم میپرسید و میگفت شماها دیگه از اون قیافه دانشجویی خارج شدین،آدم نمیشناسدتون!به روی خودم نیاوردم که منظورش این بود که خوبه هنوز زنده ایی؟!!!چخ چخ کردیم و حال ظهر امروز رو با عرض ادب و قدردانی از یک معلم بردم.
راستی،اگه از هر شخص موجهی،از هر کتاب ۱۰۰۰ صفحه ای،از هر فیلم درست و حسابی...فقط یک جمله یاد بگیرم و یادم بمونه،چی میشه.....
*دیروز به مدت ۵ دقیقه داشتم به نون سنگک رو میز که وقتی کره روش میمالیدم آب میشد،نگاه میکردم.خدایا،این گندم چیه که هر چی ازش نون درست میکنن،سیر نمیشم.خدایا،این چه رایحه ایه که نون تازه داره و آدمو مست میکنه...خدایا،این نعمتتو از ما نگیر.از اینکه گندم رو آفریدی ممنونم ازت...
*به حول و قوه الهی،اگر امکانات بود و من هم مجال نوشتن داشتم،انشالله تعالی،واستون از پس فرداسفر نامه مینویسم.حالا اینکه از کجا؟الله اعلم...میتونین حدس بزنین.ضمنا میتونین از بهاره رهنما هم بپرسین!شاید اینبار هم ایشونو دیدم!!!