*جون من اتفاق رو ببینین!!یعنی بخونین!4 سال پیش تو دوبی تو یه شاپینگ سنتر،بهاره رهنما رو با دخترش پریا دیدم.امسال عید تو سنگاپور کنار رود خانه کوای،بهاره رهنما رو با پریا و شوهرش و سروش صحت دیدم!و امشب تو مکه مکرمه،سر شام یهو دیدم رو میز روبرویی بهاره رهنما نشسته داره شام میخوره!!!

دیگه نتونستم جلوی خودمو نگه دارم و رفتم باهاش سلام علیک کردم و بهش گفتم که تو این 3 کشور مختلف دیدمت!فکش افتاد و گفت:خداییش میگن تا 3 نشه بازی نشه ها...عجب قسمتی.بهشم گفتم که تو مجله چلچراغ ،آملیو رو میخونم.و اینکه وبلاگش رو میخوندم.داستان زانتیای نقره ایشرو هم تو کتابش خوندم.واینکه نوشته هاشو بیشتر از بازی فیلمهاش تعقیب میکنم.ذوق کرد!ولی از جلو لاغرتره و صورتش خوشگلتره.

*خوب،یکی از جاهای دیدنی خیلی جاها!قنادی هاشه.تو مکه و مدینه هم طبق معمول من و مامان سرک میکشیم تو قنادیها و بررسی شیرینی ها!امروز داشتیم از جلو یه قنادی و به عبارتی خرما فروشی و فرآورده هایی که با خرما تهیه شده رد میشدیم.خیلی دیدنی و شیک بود.یه چیز جالب که این عربها دارن(البته تو اکثر کشورهای عربی)همراه با شکلات یا شیرینی ،ظروف و سینی های خیلی شیک  که اکثرا سیلور یا بعضی وقتها برنز یا نقره است هم میفروشند!چون انگار این عربها واسه نامزدی یا تولد که میخوان شیرینی بخرن،یه همچین ظروفی هم میخرن و اون شیرینیها رو توش میچینند.نه که فکر کنین،مثلا یه کیلو شکلاتا!کوهی از شکلات!

حتی یادمه یه بار تو بحرین ،یک ظرف سیلور بسیار بزرگ دیدم که کوهی از شکلات با بسته بندی صورتی رنگ توش چیده بودند.و یه کشکول سیلور دیگه که تو اونم تپه ای از شکلات با بسته بندی آبی رنگ بود.وقتی کاشف به عمل آوردم دیدم مال سیسمونی یه پسر و دختر دوقلو است!!!

*این خرید کردنای ایرانیا اینجا واسه خودش ماجراییه ها...من که زیاد اهل خرید نیستم.ولی اینکه با پول دیگران واسه اونا خرید کنی خیلی حال میده.چون معمولا خانومهای پیر یا مردای خیلی مسن و بی سواد زیاد از قیمت و سایز و اینا سر در نمیارن،میگن دخترم یا پسرم بیا ببین این چنده؟بعد میگه یکی دوتا از این پیراهن ها واسم بردار...یکی دوتا برداشتن همانا و میگه واسه حسن و حسین و تقی و نقی و قلی و حمید و مسعودو.......بردار!!یا واسه عروسهای خواهرم و دخترای برادرم از این شالها انتخاب کن!آنقدر حال میده..!!!!

بعد وقتی واسه نماز ،مخصوصا نماز مغرب و عشا تعطیل میکنند،و همه رو میندازن بیرون!این ایرانیها عین  وقتایی که به ضریح امامزاده ها میچسبنا به شیشه فروشگاهها میچسبند و باز کردن در همانا و به قول ترکها تپیلماخ همانا!!!!