میشکا و موشکا!!
وقتایی که میرفتیم کوه یا جنگلی چیزی،بابام میگفت زیاد دور نشو.چون خرس نر،میاد دختر بچه ها رو میدزده با خودش میبره تو غار،نمیخوردش، ولی اونقدر کف پاشو میلیسه تا زخم بشه و دختره نتونه از غار بره بیرون!!منم که معمولا عشق و افه شجاع بودن و مخصوصا علاقه به کم نیاوردن جلوی آقا پسرها!خیلی سعی میکردم که خودمو در معرض خرسی چیزی قرار بدم!ولی دریغ که یه موش نر هم منو ندزدید!!
حالا خرس چنگلی رو وللش،این خرسای قطبی رو دیدین تو این مستندا؟مامان خرسه با دو تا توله بانمک میره لب رودخونه،توله خرسا هم از سر و کول هم و مامانشون بالا میرن،این مامانه هم اصلا محل خرس!نمیذاره بهشون!!بعد میرسن لب روخونه،مامانه خیلی بی حوصله دست راستشو میزنه تو آب و با کف دستش عین کفگیر، زرت و زرت ماهی پرت میکنه رو یخای کنار رود!!انگار که ماهیها اونجا تجمع کردن،میگن بیا منو بخور!!
خلاصه،علی رغم اونچه که تو کارتونها تو مغز ما کردند،این خرسا اصلا موجودات مهربونی نیستن.یه عمر مارو نویسنده ها اغفال کردن!!نمیگن،شاید من تو جنگل یه خرس میدیدم ،عوض فرار کردن، قابلمه کوفته قلقلی پیک نیکمون رو میزدم زیر بغلم،میدویدم دنبال عمو خرس مهربون!!والله؟
*ضمنا تو کارتونای بچگی همه دنبال مامانشون بودن،این روزا همه تو فارسی وان،در جستجوی پدر هستن،شما چطور؟