به همون اندازه که از دیدن لونا شاد حرص میخورم٬با دیدن کامران نجف زاده گل از گلم میشکفه!

تقریبا اکثر دخترای دور و برم ازش خوششون میاد...ولی به همون نسبت حس میکنم مردا زیاد دوستش ندارن!!شاید چون ما دخترا دوستش داریم. و این خودش دلیل محکمی میتونه باشه.

خیلی روان و جذاب حرف میزنه٬درسته که خیلی پرشور نیست ولی خیلی ماهه.خلاصه..

چند ماه پیش فرزاد از فرودگاه تهران زنگ زد بهم و گفت:زیدت اینجاست!دارم میبینمش!منم با شگفتی فراوان ازش پرسیدم:زید من؟کدوم یکی؟!!گفت:کامران نجف زاده...وشما میتونین ذوق زدگی منو از پشت خط مجسم کنین!در پی ابراز احساسات من٬همسر گرامی فرمودند:ولی این پسره نصفش تو زمینه چرا؟!خیلی کوتاهه. و منم داشتم خودمو میکشت که اصلا مهم نیست و من مرده حرف زدنشم....

خلاصه!اردیبهشت ماه امسال که با جمع اراذل کنگره رفته بودیم تخت جمشید٬همزمان با اقامت رهبر تو شیراز بود٬در حالی که راهنمای گرامی ما رو نشونده بود گوشه ای و سعی در توضیح این اثر عظیم داشت٬یکهو وسط حرفش با تعجب شدید گفت:وای این چقدر کوتاهه....

تمام سرهای ما برگشت به سمت پشت و فردی رو رو به دوربین در حال تهیه گزارش در دوردست دیدیم.و اون کسی نبود جز کامی نجف زاده!الان خیلی پشیمونم که چرا باهاش عکس نگرفتم.ولی واقعا به این نتیجه رسیدم که از اونی که تو تلویزیون میبینیمش کوچولوتره...

ولی همچنان مهم نیست.ما دخترا دوسش داریم.و شما مردا آزادین که حرص بخورین.