اندر مضرات شاخ!
نه از این گوزنهایی که ۲تا شاخ در راستای یمین و یسار دارند و رو هر کدوم از شاخها،شعب فرعی از شاخهای کوچکتر هست....نه!از اون گوزنها که یه تیغه عمودی فرق سرشون روییده و ۵ تا شاخ هر کدوم اندازه ذوالفقار علی(ع) رو اون نصب شده!همچون رخت آویز رستم دستان!
میگن :خدا خر رو شناخت و بهش شاخ نداد...
خوب فرض کنیم اگه خدا به این شاهکار خلقتش،اشرف مخلوقاتش،حالا که دم نداده،میومد و شاخ میداد.به احتمال زیاد،رشد شاخ دختر بچه ها زودتر از پسر بچه ها صورت میگرفت.مثلا احتمالا حدود ۱۰ سالگی جوونه هایی از تیغه های شاخ رو کله دختر بچه ها ظاهر میشد،ولی همین جوونه ها تو پسر بچه ها تو ۱۳ سالگی پیدا میشد.گرچه کلا احتمالا پسر بچه ها به علت داشتن عضوی حساس! !که بسی هم واسش شخصیت قائل هستن! ،به شاخ و شونه کشیدن مجازی واسه ما دخترا ادامه میدادن و میگفتن،پز نده ۲ تا تیکه چوب کبریت رو سرت دراومده!!صبر کن ۲ سال دیگه یه جفت شاخ درمیارم اندازه علم کتل های عزاداری!!
احتمالا شاخ آقایون بزرگتر و ضمخت تر از خانومها میشد.ولی خانومها اینبار شروع به آویزون کردن انواع اقسام زیور آلات از شاخشون میکردن!احتمالا وسیله زینتی به نام شاخ واره درست میشد که در انواع بدلی و طلا به بازار عرضه میشد.فکر میکنم تو خارج و ممالک لاییک آقایون به راحتی از یک عدد شاخ واره میتونستن استفاده کنند.ولی خوب پسرای ایرونی از نوع فشن با محدودیت مواجه میشدن!
به اونجا میرسیم که ممکن بود شاخ بعضی داش مشدی ها،انبوهی از مو به دورش پیچیده شده باشه،و اونها رو با علاقه خاصی تاب میدادن و هرچی پر موتر و انبوه تر ،نشانه مردونگی بیشتر بود!احتمالا اسم مویی که بر روی شاخ میروییده،میشده روشاخ!!موشاخ!!
کسانی که میزان گرایش به بزهکاریشون بیشتر می بود،هر از چند گاهی این شاخها رو میبردن و تیز میکردن تا در مواقع اضطراری ،به راحتی تو دل برو باشه!
ولی ادمهای باکلاس احتمالا واکس شاخ میزدن و شاخهاشون رو،برق مینداختن!
خلاصه،به نظرم بیشترین میزان استفاده از شاخ تو ایران ،حین رانندگی می بود!
یعنی کافی بود شما ۲ ثانیه مونده به سبز شدن چراغ،به بوقهای ممتد وسیله حمل و نقل آبی رنگی که گاهی دو تا میله اهنی هم به پشت اتاقکش نصب میکنن تا درست و حسابی در حین برخورد ترتیب جلو بندی ماشین عقبی داده بشه،محل نگذارید.....!!
به احتمال زیاد عوض قفل فرمان،با یک فقره شاخ ۵ شاخه!مورد ضرب و شتم قرار میگرین...!!
بعضی ها که میخواستند با دارایی ها و اموال منقول و غیر منقول ما تحت شما رو بسوزانند،اینبار نیازی به استفاده از انرژی گرمایشی نمیداشتند!با همون شاخها،جفت چشمهاتون رو درمیاوردند و میذاشتند کف دستتون!!
میشد از این شاخها به عنوان وسیله ای جهت پهن کردن لباسها جهت خشک شدن نیز استفاده کرد!
موقع راه رفتن تو کوچه و رسیدن به پیچها می بایست خیلی محتاط بود ،چون امکان شاخ به شاخ شدن زیاد میبود..!
به هر حال من هرچقدر برای عضو دم تو پست آرزوهای بربادرفته..در مهر ماه ۸۸!!(متوجه لینک دادن من شدین دیگه!!) اظهار ارادت کردم،از داشتن شاخ اعلام برائت میکنم!
چون به نظرم داشتم شاخ،میزان خشونت بنی آدم رو بیشتر میکرد..میزان رافت و گذشتش رو کمتر میکرد.همیشه به عنوان وسیله ای دم دست جهت احقاق حقوق (حالا به حق یا نا حق)ممکن بود استفاده بشه..البته در این بین همیشه کسانی هستند که از تمام داده های خدا،بجا و به موقع استفاده میکنند...
به نطرم وقتی خدا آدم رو از خاک آفرید و حوا رو از دنده آدم آفرید،خوب فهمید که این عبد الحارث،چه موجودیه...و به همین جهت خدا به آدم شاخ نداد...