گوشهای کاملا باز!
زمان:۳ بعد ازظهر
علت حضور:فوت یکی از سران بازار مشهد!
کلا غرق در شیرینی و حلوا و قهوه و چایی و میوه های چیده شده در ظروف سیلور هستیم!!
نوحه خوان مشغول نوحه سرایی است و ما هم مشغول دید زدن موهای مش کرده و لبخندهای ملیح زدن به اقوام ندیده شوهر هستیم
.و فری مشغول توضیح و معرفی اینجانب که خانوم داداش کوچیکم هستند!!![]()
نوحه خوان مشغول نوحه سرایی بود که یهو من حس کردم دچار گم گشتگی مکان و زمان شدم!!به نظرم اومد تو کنسرت شهرام ناظری نشستم!!یک چهچهی ایشون سر دادن در دستگاه ابو عطا،سلفژ در حد خواننده گروه برادران کامکار..![]()
ایشون رفتن،میکروفن رو در اختیار حاج آقا.... قرار دادن.بعد از چند جمله ایشون، من واقعا حس کردم دچار توهم شنوایی و بینایی شدم
!یعنی قاطی کرده بودم که اینجا مجلس ختم یا سر کلاس فیزیولوژی!
از سخنرانی ایشون من چند چشمه براتون بگم:
محققان دریافته اند که علت مرگ،از کار افتادن کورتکس مغز میباشد.سلولهای بدن انسان بعد از مدتی که از زندگی میگذرد دچار پیری و مرگ میشوند.ونورونهای عصبی از بین میروند و جایگزین نمیشوند!
سخنی از کانت بشنوید:آنچنان زندگی کن،که اگر از تو پرسیدند،بگویی همانند من زندگی کنید.
من فقط منتظر بودم یه چند جمله به فرانسوی هم بگن که فکر کنم ختم مجلس شد و فرصت پیش نیومد.
بابا،ای ول حاج آقا..یعنی عضو هیئت علمی نوحه سرایان گروه نورولوژی دانشگاه علوم پزشکی و دانشیار دانشکده ادبیات،گروه روضه خوانی!
تکنولوژی رو دارین دیگه...به روز میخونن نوحه..دیگه گذشت اون زمان که ای وای حسین رو کشتن!
و من در اون لحظه داشتم دنبال کاغذ میگشتم که این سخنان رو بنویسم . تنها کاغذ موجود اعلامیه های تسلیتی بود که جلومون میچیدن ولی متاسفانه خودکار نبود!و فکر کنم فری بسی خوشحال شد!!اصلا عشق نوشتن منو کشته منو کشته ....وای!!
ارادتمند:خاله آذر وقایع نگار تاریخ!![]()