*تو تبریز سر میز شام مامان بهم گفت:بیچاره بخور!بخور تا یه کم اون لپات دربیاد،آدم آبروش میره تو درو همسایه!!!ومن تازه اون موقع فهمیدم که میزان آبروی خانواده با برجستگی گونه های دختر خانواده ارتباط کاملا مستقیمی داره!!

* تبریز ،مهمون داشتیم و مهمونمون راجع به اینکه یکی از خواستگارای قبلی من که اون زمان فرتش کرده بودم!با کی ازدواج کرده...میگن پدر دختره ۲ تا عروسی تو تهران و تبریز گرفته و ارکستر ساسی مانکن!!از تهران اومده بوده ،ارایشگر از تهران و ...چه بریز و بپاشی!!و اپارتمان ولیعصر و یه هیوندای آزرا هم به داماد دادنو...

بعد از رفتن مهمون،مامان گفت:ولی پسره چه شانسی آورد تو اون زمان زنش نشدی!!!

*از بچگی میمردم واسه فیلم بربادرفته..واسه اون لباسای پف که ۶ تا دامن زیرش بود!!واسه اسکارلت با اون دور کمر چه میدونم ۴۵ سانتیش!!واسه رت باتلر و اون ابروی بالا رفته اش واون صحنه ای که یهو از پشت مبل بلند میشه،یه سوت میزنه و میگه:جنگ شروع شده؟؟؟و هیچ وقتم نفهمیدم آخه اسکارلت خنگول واسه چی چیه اون اشلی زردنبو میمیرد!!اون صحنه ای که اسکارلت چشماشو میبنده تا رت ببوستش،رت میگه چشماتو باز کن!!!!میگن اون صحنه مجسمه و تندیس داره..

*منم یه جفت دمپایی تق تقی داشتم!(شرط میبندم هر کدوم از شما دخترا یه جفت داشتین!!)مال من زرشکی بود و ته پاشنه اش فلزی بود که موقع راه رفتن تق تق میکرد!!احالا هی از پله های خونه میرفتم بالا ،بعد با اسلو موشن!!از پله ها میومدم پایین ،حس میکردم منم شدم اسکارلت یعنی!!!

*کلا ما دخترا از همون ۲،۳ سالگی که عروس میبینیم و متوجه مفهوم عروس میشیم،آرزو میکنیم ما هم اون لباس سفید رو بپوشیم...حالا هی مدل لباس هم میدیم!اکثرا دوست داریم یه لباس با دامن پف و دنباله بلند مثل این پرنسسا..با یه تور بلند که روی صورت مثل ماهمون بیاد داشته باشیم!!!

حالا معمولا هر پسری که سر راهمون قرار بگیره ،حتی اگه بدونیم زنش نمیشیم!اون تجسم عروس بودنمونو میذاریم کنار تصویر آقا!!!

ولی من نشنیدم که یه پسری بگه که من آرزو دارم لباس دامادی بپوشم!یا بگه دوست دارم مدل کت شلوارم اینطوری باشه!!یا فلان ارایشگاه برم!!

خلاصه،لطفا دخترخانومای عزیز ،موقع خوندن این پست کولی بازی درنیارین،افه فمینیستی هم نیایین!سرچ کردم ،همه جای دنیا دخترا اینطورین!اصلا هم بد نیست.خیلی حس لطیف و زیباییه.

جونم بگه :طبق نظریه من:دخترا معمولا اگه با پسری دوست بشن ،خصوصا تو سنین ۲۲و۲۳ این حدودا..میخوان تکلیف ارتباطشون معلوم باشه.ولی پسرا...بستگی داره!

یعنی به قول پسرخاله مامانم ،پسر ۲۰ ساله رو زن بدی هر روز زن میگیره!!معمولا این دختر خانوم خوش شانس!!دختر همسایه،دختر خاله،همکلاس دانشکده یا حداکثر یه ترم پایین تره!!و این آقا پسر فکر میکنه دیگه خود خودشه...یعنی اگه اینو نگیره دیگه تو روی هیچ دختری نگاه نمیکنه!!!که معمولا اگه شانس بیاره و بتونه از این مرحله در بره،یهو تازه عقلش میاد سرجاش!و میره تا ۷یا ۸ سال دیگه که زن بگیره!!و همیشه هم این جمله رو شنیدم که میگن:چه خوب شد اون موقع زن نگرفتما..بچه بودم،حالیم نبود هیچی!!

یه بار به یه پسری که تو همون ۲۰ ساگی عشقولانه شده بود و میخواست ازدواج کنه،گفتم هنوز خیلی زوده واست..هم خودت سختی میکشی هم اون دختر.و گفتم صبر کن ،انقدر تو زندگیت  با پیشرفت تحصیلی و شغلیت ،دخترای یکی از یکی بهتر میبینی که به این روزت میخندی...بعد ۷ سال بهم گفت اون حرفت خیلی تاثیر داشت.تو این همه سال هر دختری اومد تو زندگیم،یکی از یکی بهتر بوده..

خلاصه:مجددا طبق نظر و تجربیات و تحقیقات من!!دخترا معمولا امادگی ازدواج دارن،یعنی اگه طرف واسشون اکازیون باشه ،عمرا بگن ما فعلا قصد ازدواج نداریم و میخواییم درس بخونیم!!

ولی...ولی پسرا.این پسرا در یک مقطع خاص به این نتیجه میرسن که میخوان زن بگیرن!حالا بستگی به شانس داره که کی جلوی چشمشمون باشه!میبینی پسره با یه دختر ۴ سال دوست بوده ،خیلی هم دوسش داشته ها ولی چون کلا قصد ازدواج نداشته ،با اون دختره ازدواج نمیکنه.همین پسره ،میبینی یه دختری رو یه بار یا دو بار میبینه،اعلام میکنه که میخوادش.چرا؟چون تو اون مقطع خاصه!!

خلاصه،اگه دوست پسرتون میگه ،من خیلی دوست دارم ولی حرفی از ازدواج نمیزنه،حرص نخورین.بخدا دست خودش نیست!اگه حرف خاله رو قبول ندارین،پس هیچی!هی گیر بدین بهش که پس کی میای خواستگاریم!!اگه یهو فرت نشدین!!از ما گفتن.

البته این قوانین استثنائاتی هم داره حتما.لطفا بدون غرض بخونید و حرص الکی نخورین .افه هم نیایین. ازاین راههایی که شما دارین الان میرینا...خاله آذر چند ساله که برگشته!