دشمن عزيز
به گمانم هركس و خصوصا هر دختري كه در زندگي نامه نگار بوده و باشد، سبك نوشتاري جين وبستر را همچو باده به سر خواهد كشيد. نامه هايي با جزييات كامل، توصيف عشق و خشم و اضطراب. شكلك هاي انتهاي نامه، پيوست نوشت ها، ضميمه ها، بعدا نوشت ها...
و صد البته هركس كه در زندگي دشمن عزيزي را تجربه كرده باشد حال و هواي سالي مك برايد را در اين كتاب لمس خواهد كرد.
از همين كتاب: "هروقت كه خانواده اي مي خواهد دختري را از پرورشگاه ما بگيرد، من با قلبي لرزان مي ايستم و انگار دارم در نقشه هاي سرنوشت دست مي برم. كوچكترين حركتي ممكن است همه چيز را به هم بريزد، كودكي مي خندد و خانواده اي با عشق او را مي برند؛ كودكي عطسه مي كند و براي هميشه شانسش را از دست مي دهد."
پ.ن: در كودكي غير از كتاب بابالنگ دراز كه نمي دانم چند بار دور كرده ام، يك كتاب ديگر هم از وبستر خوانده بودم. ولي يادم نيست همين كتاب بود يا غير!
-دشمن عزيز، نوشته جين وبستر، ترجمه مهرداد مهدويان...