«شدن» نوشته میشل اوباما
همیشه خواندن بیوگرافی و اتوبیوگرافی برایم جذاب بوده است. این اواخر از این دست کتابها زیادمی بینم که نکته قوت آنها، ترجمه های روان است. کاری به برخی روایات ندارم، من همیشه خودم را به دست داستان زندگی آدمها می سپارم تا آن طور که دوست دارند برایم تعریف کنند... از همین کتاب خواندنی:« در ترمینال خصوصی فرودگاه ریگان منتظر ماندم و هواپیمای باراک به زمین نشست. کنار من کورنلیوس، یکی از ماموران گارد حفاظت ایستاده بود. او مثل بسیاری از سرتیم های مراقبت، باهوش بود و آموزش دیده بود خود را برای هرلحظه ای آماده و هوشیار نگه دارد. حتی در آن موقع، یعنی وقتی هردوی ما هواپیمای باراک را دیدیم که به زمین نشست و متوقف شد، او به چیزی می اندیشید که من به آن فکر نمی کردم. خبری از گوشی خود دریافت کرد، گفت : خانم، زندگی شما برای همیشه تغییر خواهد کرد. ....و من حالا همسر یکی از مردانی بودم که بیش از هرکس دیگری در دنیا محافظ داشت. هم ارامش بخش بود و هم رعب آور.