از كتاب نظريه هاي تحليل روان ٢، مقدمات روانشناسي يونگ
در سال ١٩١٨ و در پايان جنگ جهاني اول يونگ نوشت: " زماني كه حيوان درون ما سركوب مي شود، بيشتر تبديل به يك هيولا مي شود". و در ادامه مي گويد : بي شك همين نكته علت بدنامي مذهب مسيحيت به سبب ريختن خون بي گناهان است، همچنين علت اينكه دنيا هرگز جنگ هايي خونبارتر از جنگ هاي ملل مسيحي نديده است. معني اين نوشته ها اين است كه تعاليم مسيحي به شدت سايه را سركوب مي كند. همين مشاهدات در مورد جنگ جهاني دوم ، كه خونين تر از جنگ نخست بود و نيز جنگ هاي بعدي صدق مي كند. در تمام اين موارد و موارد بي شمار ديگر كه مي توان به شهادت تاريخ از آنان ياد كرد، سايه سركوب شده عصيان مي كند و ملت ها را به خونريزي و كشتار مي كشاند...
پ.ن: طبعا تاكيدم روي نوع مذهب نيست. سايه يا هيولاي درون، آن بخشي از روان ماست كه شناختن و كاويدنش نتايج جالبي در زندگي براي ما به ارمغان خواهد آورد.